تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١
اسقام / 281 بيمار گردانيدن اسماع / 75 جمع سمع ، گوشها اسنان / 75 جمع سنّ ، دندانها اسود حالك / 442 سياه سياه ، سخت سياه اشخاص / 33 ترش‌رويى كردن در سخن ، غيبت كردن اشهاد دادن / 177 حاضر گردانيدن و گواهانى دادن اصطناع / 63 نيكويى كردن با كسى و كسى را از بهر خويش برگزيدن اصفر فاقع / 442 زرد زرد ، بسيار زرد اطريفل / 85 معرّب ترى ( سه ) و پهل ( ثمر ) است كه گويا اصل سنسكريتى دارد . معجونى است مركب از هليله و بليله و آمله اطلال / 13 جمع طلل ، نشانه‌ها و امارات ويرانه‌ها و جايهاى خراب شده اطمار / 172 جمع طمر ، جامه‌هاى كهنه اطماع / 100 جمع طمع ، آزها اظفار / 457 ظفر دادن اعطاف / 189 جمع عطف ، مهربانيها اعمده / 190 جمع عمود ، ستونها اغتراب / 96 از ديار خويش دور شدن اغلال / 293 جمع غل ، طوقهاى آهنى افاقت / 137 به هوش باز آمدن و صحّت يافتن بعد از مرض افك / 128 دروغ ، كذب ، باطل اقذار / 288 جمع قذر ، پليديها ، پلشت‌ها اقطاع / 130 راتبه ، مرسوم ، پاره‌اى از زمين كه به كسى بخشند تا از طريق آن گذران زندگى كند ، ملك اقوات / 514 جمع قوت ، طعام و روزى دادن به قدر حاجت ، توشه ، روزى اكمام / 254 جمع كمّ ، آستينها و غلافهاى شكوفه البائس / 259 مردى كه به وى سختى و نادارى و فقر رسيده باشد . الحاظ / 47 جمع لحظ ، به گوشهء چشم نگريستن چيزى را الف وصل / 259 الف مهموز ، الفى كه در گفتار و نوشتار متكى به نفس خود نيست و با ضمه واو ، و با كسره يا ، و با فتحه الف نوشته مىشود . الواث / 172 جمع لوث ، آلودگيها امتثال / 125 فرمانبردارى املس / 192 هموار امنيّت / 245 آرزو ، مراد انثى / 416 ماده انخراس / 84 كرى و لالى انخرام / 77 شكافته گرديدن ، بريده شدن انصرام / 77 بريده شدن ، منقطع شدن انطماس / 84 ناپديد شدن انف / 202 بينى انفت / 172 ننگ ، عار انفساح / 96 فراق شدن سينه ، گشاده گرديدن سينه و يا جاى ديگر انكال / 293 جمع نكل ، قيد و بند آتشين انكفاف / 125 باز ايستادن ، گذاشتن انمله / 222 انگشتان ، سرانگشت انموذج / 226 نمونه ، نمودار اوانى / 222 جمع آنيه ، آوندها ، ظرفها اوجاع / 281 جمع وجع ، رنجورى ، دردمندى اوزار / 374 جمع وزر ، گرانى ، پشتهء جامهء
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 881 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى