تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
تعزير كردن / 189 كمتر از حدّ شرعى زدن ، سياست كردن گناهكار به آن اندازه كه مصلحت وقت باشد . تعييب / 369 عيبناك ساختن ، نسبت دادن كسى را به عيب تغرير / 411 مغرور كردن ، غرور دادن خود را تلاق / 419 تلاقى ، فراهم رسيدن يكديگر را ديدن تمزيق كردن / 556 سخت دريدن تنكيل / 583 عقوبت كردن ، نكول كردن ، مايهء عبرت كردن تنگرى تنگرى / 129 صاحب آنندراج آن را به كسر اول 83 و سوم دانسته است . واژه‌اى است تركى به معناى خدا و معبود عطار در تذكرة الاولياء 208 به اين سخن بايزيد توجه داده است . تنّين / 272 اژدها توابل / 198 جمع تابل ، مصالح طعام مثل زيره و فلفل و غيره توجّع / 111 دردمند گرديدن ، دردمندى توديع / 96 بدرود كردن ، دست به داشتن تيّار / 162 موج ، گرداب

ث

ثالث ثلاثه / 198 در لغت سومى سه است و در اصطلاح اقانيم ثلاثه : خدا ، عيسى و روح القدس . نيز كنايه از سومين جام است در باده‌گسارى . ثديان / 177 تثنيهء ثدى است به معنى پستان اعم از مادينه و نرينه . ثقبه / 177 سوراخ

ج

جاحد / 528 منكر شدن با وجود آگاهى و دانستگى جافى / 266 جفاكننده ، قرار ناگيرنده جامهء رعنايى / 121 لباس تكبّر و خويشتن بينى جبال راسيات / 79 كوههاى بلند و استوار جبال شوامخ رواسخ بواذخ / 202 شوامخ ؛ جمع شامخ : بلند . رواسخ ؛ جمع راسخ : استوار و بىخاور . بواذخ ؛ جمع باذخ : بلند ، گردن افراز . جبايت / 460 خراج جحود / 81 انكار كردن جذوه / 393 پارهء آتش ، قبس جرّار / 104 بسوى خود كشنده جرّاره / 331 نوعى از كژدم زرد رنگ تيزرو جزوع / 299 ناشكيبا ، بىصبر ، بىقرار جعل / 513 سرگين‌غلطانك ، نوعى از حشره است به مانند زنبور كه بر سرگين نشيند . جفوت / 389 ستم و بدى جلايل / 192 بزرگيها جلباب / 339 ردا ، چادر زنان جمّازه / 253 يا جمازه شتر تيز رفتار جمّاشى كردن / 97 فسونكارى كردن ، فسون‌سازى كردن جنايب / 285 جمع جنيبت ، شتر خرد سال ، اسبى كه از بهر سوارى امير پرورند . جنيبت / 242 - جنايب جوّال / 158 گرد برگرديدن جوانح / 81 پهلوها ، استخوانهاى پهلو جيد / 5 گردن
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 883 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى