شيران جهان پيش تو روبه گردند * گر تو سگ نفس را بفرمان نشوى
27
در دستِ من آن زلفِ دو تو بايستى * كارم همه چون رخش نكو بايستى
گرچه شب و شمع هست و ياران حاضر * اينها همه هيچ نيست او بايستى
6
چون تو عاشق نيستى دلمردهاى * دعوى عشق از چه در سر كردهاى
6
گر با همهاى چو بىمنى بىهمهاى * ور بىهمهاى چو با منى با همهاى
6
چو رويت ديدم و خوردم از ان مى * ندانم تا چه خواهد شد پس از وى
28
5 . بيتهاى عربى
خلقت على بالى غير مخيّر * و لو انّنى خيرت كنت المهذبا
143
سلبت الفؤاد و خنت الهوى * فديتك من خائن سالب
45
ايها السائلون عن شرح حالى * انا مبلى بكلّ أمر عجيب
كيف ارجو شفاء مالى و دائى * من دوائى و علّتى من طبيب
181
يا كثير النوح فى الدمن * لا عليها بل على السكن
سنة العشاق واحدة * فاذا احببت فاستكن
239
. . . * ثمن الذنب عندنا الاعتذار
278
و كم باسطين وصلنا * اكفهم لم ينالوا مصيبنا
216
يئست من الانصاف بينى و بينه * و من لى بالانصاف و الخصم يحكم
239