تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
303
خواهى كه ترا كعبه كند استقبال * مايى و منى را به منا قربان كن
107
يا رب تو مرا به هيچ مغرور مكن * وز خويشتنم به خلق مهجور مكن از درى رباطى و دهى ويرانه * درويشى را از دل من دور مكن
107
بىدلبر من نه دلبر اندر برِ من * يا دلبر من بايد يا دل برِ من
36
هرگز نشود مهرِ تو پاك از دلِ من * هرچند شود خاكِ درت منزل من صد سال برآيد و ببوسد گل من * هم بوى وفاى تو زند از دلِ من
28
اين جود نه بس است ز مهرِ تو حاصل من * كز عشق تو آراسته باشد دل من
181
. . . . * اندر رهى عاشقى تو باشى يا من
45
بحر احسان چون درآيد موج زن * محو گرداند گناه مرد و زن
12
نه او را زهرهء فرياد كردن * نه از جانان مجال ياد كردن
27
جانا دلِ دردناك دارم بىتو * جان در شرف هلاك دارم بىتو
پيراهن صبر چاك دارم بىتو * بر سر ز غم تو خاك دارم بىتو
8 ، 9
دو عالم را همه بر هم زنى تو * ندانم تا چه مستى هم كنى تو
28
تو يقين مىدان كه صد عالم گناه * از تف يك توبه برخيزد ز راه
12
. . . . * شيرين و ظريف مرغى اى زاغ سياه
12
درين درياى پرخون غرقه گشته * جهان بىدوست بر وى حلقه گشته
27
اى نفس خسيس مكره سودايى * بر هر سنگ كه مىزنم قلب آيى
36
پىِ هر مستى باشد خمارى * درين انديشه دل خون گشت بارى
28
الا اى بىخبر از عشقبازى * تو پندارى كه هست اين عشق ، بازى
27
پروانهء جانبازم بر سوختهء شمعت * مىافتم و مىخيزم تا بال‌وپرم باشى
20
ز تو تا هست مويى مانده بر جاى * بدان يك موى مانى بند بر پاى
45
دل از اغيار خالى كن چو عزم كوى ما دارى
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 877 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى