سرسرى و از دست بدهى . . . و بترس از اينكه اين مكتوبها در دست نامستعدان بگردانى . . . و بترس از اينكه اين مكتوبها همه ديگران را بود و ترا از آن هيچ نصيب نباشد . و تا چندين سال اين مكتوبها بخواهد ماند و از اين عالمى گشاده خواهد شد انشاءالله و من كاتبم اين را ، مزدهايم از اين جمله بود كه : عالم ينفع بعد موته » « 1 » .
در فصل اول گفتهايم كه عدد مكتوبات قاضى همدانى كه در چند نسخهء خطى بجا مانده است بيشتر از صد و بيست و هفت مكتوب مىباشد . ولى آنچه مسلم است نامههائى كه عين القضاة طى سالهاى متوالى براى مريدان و دوستان خود نوشته است حتما بيش از چندين مجلّد مىشده خود او اين حدس را چنين تأييد مىكند : « بسيار رسائل به روزگار دراز بقاضى سعد الدين بغدادى و خواجه امام عز الدين و امام ضياء الدين و خواجه كامل الدوله نوشتم كه مجلدات بود » « 2 » . پس نامههائى كه در مدت هشت سال يعنى از بيست و پنج تا سى و دو سالگى ( 517 - 524 ) هجرى نوشته چندين برابر مقداريست كه بدست ما رسيده است ، بخصوص كه بعضى روزها بقول خودش چهار تا پنج نامه مىنوشته است : « چند گاه است در اين سوداام وقت باشد كه در شبانروز چهار و پنج نوشته نويسم هر يكى هشتاد سطر كه هر كلمه از آن گوهرى بود بىقيمت و در آنوقت من كاره باشم آن نوشتن را به چند گونه و رياضتى مىكنم كه اين چه بلا است كه بدان مبتلا شدهام » « 3 » . پس نامههاى قاضى همدانى به مريدانش نامههاى تعارفى يا نوشتههاى ساده و معمولى راجع بامور عادى زندگى نبوده است بلكه در بعضى موارد از نوشتن كتابى عميقتر و مشكلتر بوده است چون گاهى قسمتى
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 159 و 160 .
( 2 ) - تمهيدات ص 15 .
( 3 ) - مكتوباتMص 283 .