83 ص 83 س 5 پنج . . . دريابد :
صباح و مسا . . . وجود اعتباريست و به حقيقت لا صباح و لا مسا آنگه حسين منصور مىگويد :
و قدّم إماما كنت انت امامه * و صلّ صلاة الفجر فى اول العصر
ص 151
84 ص 89 س 1 جماعت هشتگانه :
يكى از آن فقرااند . . . و المساكين اگر از سكون است عبارت از اين باشد كه او را با خداى تعالى سكونى و قرارى شده است . ص 159
85 ص 91 س 13 نذرت للرحمن صوما :
صوم عزيمت او در نيت او بدين نذر باشد كه از همه اعراض كرده است و توجه او به خداى تعالى آورده . ص 165
86 ص 92 س 4 گاهى صائم باش :
قاضى اختلاف احوال تنوعات تجليات را مقصود كارى فرمايد . در افطار ، تجلى و كشفى ، سكرى و جمالى نظاره است ! و در صوم تنزيهى و تقديسى است و ترك هرچه نه بر وصف ذات او باشد پس هر دو لابدى است اگرچه افطار باشد . . . همراه يكى در راحت و خرمى و خوضى . . . دردى و سوزى نصيبهاى نيست هر دو بجمع بايد . ص 166
87 ص 92 س 12 راه خدا در دل است :
هرچه پيغامبر ( ع ) كرد و هرچه خدا