تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠

73 ص 58 س 11 نفس محمد را آينه سازد :

قاضى . . . بر رياضت و مجاهده دل خويش را آينه كرده باشد ؛ در آينهء دل خود محمد ( ع ) را بيند و در آينهء دل محمد ( ع ) خداى تعالى را بيند ، و چون در مظهر محمد ( ع ) رحمة للعالمين است پس مظهر محمد ( ع ) به صورت رحمت تجلى كند . ص 115

74 ص 61 س 1 و 2 ملك ، ملكوت ، جبروت :

ملك عبارت از عالم شهادت است اين را ناسوت هم گويند يعنى ظاهرى كه تو مىبينى اشياى وجود است و كائنات كه هستند ؛ ملكوت باطن آن ملك است بدانچه اين ملك بدان قايم است كه آن ملكوت است ؛ اين از عالم علو است با آن اسفل ربط داده‌اند كه اين بدان مانده است . جبروت آنچه هر سه بجمع آيد هر سه را يك جا جمع كنند جبروت نام نهند . لاهوت خلاصه الطف لطائف از عالم الهى و الوهيت . . . پوست جوز مثال ملك مغزى كه درون دارد او هم پوستى است . . . و آن جوز با تمام خويش پوست و مغز و مغز مغز عبارت از جبروت است . ص 119

75 ص 62 س 6 أنا الحق :

سالك نماند همه خداى تعالى ماند . . .
چشمى دارم همه پر از صورت دوست * با ديده مرا خوش است چون دوست دروست از ديده و دوست فرق كردن نه نكوست * يا اوست بجاى ديده يا ديده خود اوست
امثال گفتار بايزيد و جنيد و حسين - رضى اللّه عنهم - بيانى ديگر كنند يعنى عكس