إلى لقائك » تا بدانى كه شوق از حضور باشد نه از غيبت .
( 443 ) امّا تمامى شرح كردن اين گروه نتوان كرد زيرا خواطر برنتابد ، و حوصلها احتمال نكند ، و غيرت الهى نگذارد ؛ بعد ما خود كه محرمان خود را از ديدهء اغيار چنان بپوشاند كه كس ايشان را در حساب نيارد ، و ايشان را جز گمراه و ديوانه ندانند ؛ امّا راه خود ايشان دارند . امّا گوش دار كه شرح اين كلمات در اين ابيات چگونه حاصل خواهد شد ، و جواب اين حالتها چگونه داده است :
آنها كه بر آسمان صحبت ماهند * بر تختهء شطرنج ملامت شاهند
و آنها كه ز سرّ اين سخن آگاهند * گمراه خلايقاند و خود بر راهند
« وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى »
اين باشد . دريغا
« إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ »
خود به گمراهى ايشان چگونه گواهى مىدهد ! امّا بايد كه دانى كه تابع در حكم متبوع نباشد يعنى قطرهاى در دريا ، خود را دريا تواند خواندن . اگر گويى : قطرهاى ، ديگر باشد راست بود ؛ و اگر گويى : قطرهاى از درياست ، هم راست بود ؛ و اگر گويى :
هامش
( 2 ) نتوان كردAHPSUنتوانBMنتوانىR- - خواطرAMPRSUخاطرهاBH- -
( 3 ) خود كهASUكه خودBRچون كهHMكهP- -
( 4 ) نياردA . . . UنياوردR- -
( 5 ) و ديوانهA . . . U - B- - دارندA . . . UدانندI- -
( 6 ) دادهMRآمدهABHPSU- -
( 7 ) صحبت ماهندMهمه صحبت شاهندAHPRSUهمه همت . . . ماهندBهم صحبت . . . شاهندI- -
( 10 ) و خودA . . . UخودM- -
( 11 ) سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 7 ك - - سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 95 ك - -
( 12 ) چگونه . . . نباشدMكه چگونه است گواهى . . .
تابع متبوع نباشدAPSUچگونه است اما . . . نباشدBگواهى . . . باشدHكه چگونه . . . تابع متبوع در حكم متبوع باشدR- -
( 13 - 14 ) خود را . . . بودA . . . Uخرد در . . . ستستB- -