« قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ
اين باشد . حيوة دنيا به نسبت با عمر آخرت ، ذرّهاى نمايد .
« كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها »
اين بيان با خود دارد . از مصطفى - عليه السّلام - بشنو كه گفت : « ما الدّنيا فى الآخرة إلّا مثل احدكم إذا غمس إصبعه فى اليمّ فلينظر بم يرجع » . ترك اين قليل واجب است ؛ اين ترك ، زهد نباشد . پس در آخرت مقامى عالىتر از آن باشد كه « و لا الآخرة اكبر درجات و أكبر تفضيلا » . پس آنكس كه خواهد « كبرياء اللّه » او را نصيب اكبر دهد ، و خود را بوى نمايد « اللّه أكبر » در اين مقام معلوم مرد مىشود كه بزرگوارى و كبرياى حقّ - تعالى - چگونه باشد . پس چون از اين بزرگى بيند ، عالم آخرت را جز ترك ، واجب نداند ؛ اگر ترك كند اين زهد نباشد . چون از اين دو عالم او را زهد افتاد ، مقام كبريا رو نمايد ، اكبر باشد . پس روى از كبريا گردانيدن و از آن اعراض كردن ، كفر باشد . آخر دنيا و آخرت از آن زاهد نيست تا ترك كند ، از آن خداست ، چه ترك كند چيزى كه از آن او نباشد ! پس زهد هيچ معنى ندارد ؛ و آنچه از آن اوست خود ترك نتواند كردن . هرچه توقّع و مقصود سالك
هامش
( 1 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 77 م - - نمايدA . . . UنماندR- - سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 46 ك - -
( 4 - 5 ) بم . . . نباشدAMPRSUبم . . . قليل واجب است اما به مجرد آنك قليل بكند زاهد نباشدBكم يرجو . . . نباشدH- -
( 5 - 6 ) سورهء 17 ( الاسراء ) آيهء 21 ك - -
( 6 - 7 ) پس . . .
مىشودARSپس اگر آنكس . . . دهد خود را . . . مىشودBپس آنكسى . . . مىشودHپس . . .
شودMپس . . . مىشودPU- -
( 8 - 9 ) از اين . . . اگرPUازين . . . وASاين . . . اگرBاز اين . . . نبيندHMاز اين . . . ببيند عالم آخرت را جز واجب نبيند اگرR- -
( 9 - 10 ) نباشد . . . افتادAMRSنباشد . . . او زاهد شدBPUباشد . . . افتادH- -
( 10 ) رو نمايدIبماندABMPSUنمايدHنماندR- -
( 10 - 11 ) اكبر . . . كردنA . . . Uاگر . . . روى او . . . نمودنB- -
( 11 - 13 ) آخر . . . نداردBMPRUآنچه نه از آن اوست خود ترك نباشد كه زهد باشدASآنچه از آن او باشد خود ترك باشد كه زهد باشدH- -