هم به آفتاب شايد شناخت . « عرفت ربّى بربّى » اين باشد . امّا من مىگويم كه دليل معرفت خداى - تعالى - مبتدى را عشق باشد . هر كه را پير عشق نباشد او روندهء راه نباشد . عاشق بمعشوق بعشق تواند رسيدن ، و معشوق را بر قدر عشق بيند . هر چند كه عشق بهكمالتر دارد ، معشوق را به جمالتر بيند .
( 369 ) دريغا بيم آنست كه عشق پوشيده درآيد ، و پوشيده بيرون رود ، و كسى خبر ندارد . عشق حقيقى نمىگويم ، آن عشق مىگويم كه از آن ذرّهاى در دنيا آمد . و بيم آنست كه همچنان بكر و پوشيده با جاى خود رود ! عشق الهى بر دو طرف قسمت كردند : نيمى جوانمردى برگرفت ، و نيمى جوانمردى ديگر . اينجا حسين منصور چنين بيان مىكند كه « ما صحّت الفتوّة لأحد إلّا لأحمد - صلعم - و لإبليس » : احمد ذرّهاى عشق بر موحّدان بخش كرد ، مؤمن آمدند ؛ ابليس ذرّهاى بر مغان بخش كرد ، كافر و بتپرست آمدند . از آن بزرگ نشنيدهاى كه گفت :
« الجادّة كثيرة و لكنّ الطّريق واحد » گفت : جادّهء منازل ربوبيّت بسيار است ، امّا راه يكى آمد .
هامش
( 1 ) شايد شناختAMPRSUتوان شناختBشايد شناختنH- -
( 3 ) راه . . . تواندAMPSUراه عاشق بعشق بمعشوق تواندBراه . . . نتواندHراه عشق . . . تواندR- - عشقA . . . Uعشق خودP- -
( 4 ) دارد . . . به جمالترMPRUمعشوق را به جمالترABSدارد . . . بهكمالترH- -
( 5 ) دريغا . . . آيدAMPSUدريغا . . . گرددBبيم . . . آيدHدريغا كه بيم . . . آيدR- -
( 6 ) مىگويمABS - HمىخواهمMPRU- -
( 7 - 8 ) و پوشيده . . . كردندPUو بجاى خود رود اى دوست عشق . . . كردهاندBو پوشيده باز جاى . . . كردندASو پوشيده . . . و عشق الهى را . . . كردهاندHو پوشيده . . . كردهاندMR- -
( 8 ) نيمى . . . ديگرAHMSو جوانمرد هر يك نيمى برگرفتهBنيمى . . . بر رفت . . . ديگرPنيمى . . . و نيمى جوانمردى ديگرRو نيمى پيش جوانمردى بررفت . . . ديگرU- -
( 10 ) لابليسBHMPUلعزازيلARS- -
( 10 - 11 ) عشق . . . برAHMRSUاز آن عشق . . . از آن برBعشق . . . كرم همه . . .
برP- -
( 11 ) آمدندA . . . UشدندB- -
( 13 ) منازلA . . . Uو منازل درگاهM- -