تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و خوف او را از خود بستده باشد . مگر كه از جملهء واصلان از يكى نشنيده‌اى كه گفت : « من عرف اللّه طالت مصيبته » ؟ هر كه خدا را بشناخت ، مصيبت او دراز شد . دريغا اين از بهر آن گفتم كه شيخ ما گفتى : « لا يعرف الحقّ إلّا الحقّ » گفت : خدا را كسى نشناخت مگر خود او ؛ اى عزيز او را خود او داند ، و او را خود او شناسد پروانه چون آتش شود ، آتش از آتش چه بهره گيرد ، و چه حظّ و چه نصيب يابد ؟ و چون از آتش دور باشد ، حظّ چگونه برگيرد ، و با غيريّت چگونه سازد ؟ عقل اينجا نرسد . اگر وراى عقل چيزى دارى ، خود دانى كه چه مىگويم :
از وصف تو اى دوست خرد گمره شد * مانندهء تو تويى سخن كوته شد
( 368 ) آن سؤال ديگر كه كرده بودى كه كار ، طالب دارد يا مطلوب بر صدر كتاب شمّه‌اى شنيدى ، امّا اينجا تمام گوش دار : اوّل سرمايه‌اى كه طالب سالك را بايد عشق باشد كه شيخ ما گفت : « لا شيخ أبلغ من العشق » هيچ پير كامل‌تر ، سالك را از عشق نيست . وقتى شيخ را پرسيدم كه « ما الدّليل على اللّه . فقال : دليله هو اللّه » . اين كلمه ، بيان بليغ با خود دارد ؛ يعنى آفتاب را به چراغ نتوان شناخت . آفتاب را
هامش
( 1 ) از خود . . . نشنيده‌اىAMPSUخود . . . واصلان نشنيده‌اىBاز خود . . . از يكى واصلان شنيده‌اىHاز خود نستده . . . نشنيده باشىR- - ( 3 ) گفتمASگفتBHMPRU- - ( 4 ) اى عزيز . . . او راMخود او او راABPSUخودى او راHR- - ( 5 - 6 ) آتش . . . غيريتASUپس . . . برگيرد . . . چگونه گيرد و با غيريتBRآتش . . . برگيرد . . . چگونه گيرد و با غيرىHبرگيرد . . . برگيرد . . . غيريتMP- - ( 8 - 9 ) خرد . . . تويىA . . . Uدلم . . . مانند تويى دگرR- - ( 10 ) برA . . . UباP- - ( 11 ) اماARSديگرBاما اينجا تمامMHUاما . . . شمه‌اى ديگرP- - ( 11 - 12 ) سالك . . . كهAMSUسالك . . . چنان كهBرا . . . كهHسالك را بايدPسالك . . . باشدR- - ( 12 ) هيچ . . . راA . . . Uپير كامل‌ترB- - ( 14 ) بليغA . . . UتبليغP- -
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 283 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )