لطف نداند ، از معشوق دور باشد . معشوق از بهر ناز بايد نه از بهر راز .
گر دوست ، مرا بلا فرستد شايد * كين دوست خود از بهر بلا مىبايد
( 320 ) دريغا اوّل حرفى كه در لوح محفوظ پيدا آمد ، لفظ « محبّت » بود ؛ پس نقطهء « ب » با نقطهء « نون » متّصل شد ، يعنى « محنت » شد . مگر آن بزرگ از اينجا گفت كه در هر لطفى ، هزار قهر تعبيه كردهاند ؛ و در هر راحتى ، هزار شربت بزهر آميختهاند .
( 321 ) اى عزيز او چندان عربده كند با بندگان خود كه بيم آن باشد كه دوستان او پست و نيست شوند ؛ و با اين همه ، جز اين خطاب نباشد كه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
اين صبر آنگاه توان كردن كه صابر ، تخلّق يابد به صفت صبر خدا كه يك نام او اينست كه « الصّبور » .
مگر اين كلمه نشنيدهاى كه او داود را گفت : « تخلّق باخلاقى و إنّ من أخلاقى الصّبور » ؟ دريغا از صبر و صبور چه توان گفتن !
« وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا »
بيان اين همه كرده است .
( 322 ) اى دوست دانى كه شكر اين مقام چه باشد ؟ سالك چون بيناى اين
هامش
( 1 ) رازABHPSبارR- -
( 2 ) بايدABPRSآيدH- -
( 3 - 4 ) محبت . . . محنتARSحرف ميم محبت بود پس . . . بات بهم پيوست محبت شدBHمحبت . . . با نقطهء تا بهم پيوست محبتP- -
( 5 ) هزارAHPRSصد هزارB- -
( 6 - 7 ) بزهر آميختهاند اى عزيزPRزهر است اى دوستASزهر اى عزيزBH- -
( 8 ) دوستانBHPR - AS- -
( 8 - 9 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 200 م - -
( 10 ) كردنAHPRSيافتB- - يكI - A . . . U- -
( 11 ) او داود راAHPSبا داودBR- -
( 12 ) دريغاABHPS - R- - گفتنAPRSگفتBH- - سورهء 52 ( ابراهيم ) آيهء 48 ك - -
( 14 ) مقام چه باشدABPRSنعمت چيستH- -
( 1 - 14 )ABHPRS - MU- -