يافت كه رفعت داده بودند او را .
« بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ »
اين معنى باشد .
( 326 ) دريغا نمىيارم گفتن كه عالمها زير و زبر شود ! سهل بن عبد اللّه ببين كه چه مىگويد : مصطفى بقالب ، در كسوت بشريّت بر طريق تشبّه و تمثّل بخلق نمود اگر نه قلب او نور بود ، نور با قالب چه نسبت دارد ؟
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ »
. پس اگر او نور نبودى ، و قالب بودى
« وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
خود بيان با خود نداشتى ؛ و اگر قالب داشتى چنان كه از آن من و تو باشد چرا سايه نداشتى چنان كه ما داريم « كان يمشى و لا ظلّ له » ؟ اى دوست دانى كه چرا او را سايه نبود ؟ هرگز آفتاب را سايه ديدى ؟ سايه ، صورت ندارد ؛ امّا سايه حقيقت دارد . چون آفتاب عزّت از عالم عدم ، طلوع گردد از عالم وجود ، سايهء او آن آمد كه
« وَ سِراجاً مُنِيراً »
. دانستى كه محمّد سايهء حقّ آمد ؛ و هرگز دانستهاى كه سايهء آفتاب محمّد چه آمد ؟ دريغا مگر كه نور سياه را بيرون از نقطهء « لا » نديدهاى تا بدانى كه سايهء محمّد چه باشد ؟ ابو الحسن بستى همين گويد :
هامش
( 1 ) يافتBPRدادندAS - H- - بودندABHPSبودندىR- - سورهء 4 ( النساء ) آيهء 158 م - -
( 2 ) گفتنABPRSگفتH- - اللّهABHPSاللّه راR- -
( 3 ) مىگويدAHPRSمىگويد مىگويدB- - مصطفى . . . نمودASمصطفى را . . . نمودندBHPR- - بقالبABPRS - H- -
( 4 ) قلبABPSقالبHR- -
( 4 - 5 ) سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 15 م - -
( 5 ) اوBHPRاو ازAS- -
( 5 - 6 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 198 ك - -
( 6 ) بيانAPSاين بيانBHبيان اينR- -
( 6 - 7 ) و اگر . . . نداشتىABPRSاگر قالب او همچون قالب من و تو بودى بايستى كه سايه داشتىH- -
( 7 ) باشدAHPS - BR- -
( 8 ) ديدىAHPRSبودنىB- -
( 9 ) از عالمABPRSبعالمH- -
( 10 ) سايهء او آنAPRSسايهء آفتاب او اينBH- - سورهء 33 ( الاحزاب ) آيهء 46 م - -
( 10 - 11 ) و هرگز . . . چهABRSدانستهاى . . . چهHو هرگز . . . محمدP- -
( 12 ) تا بدانى . . . باشدABSتا بدانى . . . باشد آن بزرگAR - P- -
( 1 - 12 )ABHPRS - MU- -