مگر مصطفى از اينجا گفت : « إنّ اللّه يجرّب المؤمنين بالبلاء كما يجرّب أحدكم الذّهب بالنّار » مىگويد : همچنانكه زر را آزمايش كنند به بوتهء آتش ، مؤمن را همچنين آزمايش كنند به بلا . بايد كه مؤمن چندان بلا كشد كه عين بلا شود ، و بلا عين او شود ؛ آنگاه از بلا بىخبر ماند . دريغا
« إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها »
اين معنى باشد . جماعتى كه عذاب را بلا خوانند يا بلا دانند ، اين مىگويند كه اى بيچاره بلا ، نشان ولا دارد و قربت با وى سرايت دارد ، و عذاب بعد است . از بعد تا قرب ببين كه چند مسافت دارد ! اين بيتها بشنو :
ما بلا بر كسى قضا نكنيم * تا ورا نام ز اوليا نكنيم
اين بلا گوهر خزانهء ماست * ما بهر خس گهر عطا نكنيم
( 319 ) دريغا از آن بزرگ نشنودهاى كه گفت : « ليس بصادق فى دعوى العشق من لم يتلذّذ بضرب المعشوق » . هر كه جفاى معشوق نكشد ، قدر وفاى او نداند ؛ هر كه فراق معشوق نچشد ، لذّت وصال او نيابد ؛ هر كه دشنام معشوق
هامش
( 3 - 5 ) بايد . . . باشدASيعنى بعشق كه مؤمن . . . باشدBبايد كه چندان بلا بكشد كه چنان شود بلا غذاى او باشد و بلا خود نماند . البلاء موكل على الانبياء ثم على الاولياء اين معنى باشدHبايد كه چندان . . . باشدPبايد . . . كشد كه چنان شود كه مبتلى را بيند مبتلا و بلا خود نماند دريغا . . .
باشدR- -
( 4 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 34 ك - -
( 5 ) جماعتىAPRSبا جماعتىBجماعتيستH- - مىگويندBHمگويدAPSنمىگويندR- -
( 6 ) ولا . . . سرايتARSولا دارد و به قربت با خدا داردBولايت دارد . . . سرايتHولا دارد و پاى قربت با خود داردP- -
( 7 ) ببين . . . داردASنگر كه . . . داردBببين كه چه مسافت باشدHRنگر كه . . . باشدP- -
( 8 ) برAHRSبهرBP- -
( 9 ) اين . . . خسىBاين . . . ماست ما بهر كسى گهرARSچون بلا . . . ماست گوهر ما بهر كسىHاين . . . ماست گوهر ما بهر كسىP- -
( 11 ) بضربBHRبضربةAPS- - قدر وفاى اوABPRSلذت وصال معشوقH- -
( 12 ) نچشد . . . نيابدAPRSنچشيد . . . نيابدBبكشد وصال معشوق نداندH- -
( 1 - 12 )ABHPRS - MU- -