است و چيست . پس احد را با احمد سرّيست كه مصطفى - صلعم - با آن سرّ همچون اياز با محمود . آن ذنب مىديد ، و در اين ذنب مستغفر مىبود . دريغا
« وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ »
اين ذنب را بيان مىكند ؛ و از اين ذنب ، كمال و رفعت يافته است .
« وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ »
اين ذنب ، سود و نفع آمد ؛ و مزيد راه كه « إنّ اللّه لينفع العبد بذنبه » . دريغا
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا »
بيان مىكند كه محمود با اياز مىگويد كه « لو لم تذنبوا الذهب اللّه بكم و لجاء اللّه بقوم يذنبون فيستغفرون فيغفر اللّه لهم و يدخلهم الجنّة » مىگويد : اگر اين گناهكاران نبودندى ، گناهكاران ديگر بايستندى تا اين ذنب بر جاى داشتندى . ترك اين گناه ، كفر باشد ؛ و فرمان اين گناه ، طاعت .
( 301 ) دريغا در اين جنّت قدس كه گفتم ، يك ماه اين بيچاره را بداشتند چنان كه خلق پنداشتند كه مرا موت حاصل شده است . پس به اكراهى تمام ، مرا
هامش
( 1 ) است و چيستABPS - HR- -
( 1 - 2 ) مصطفى . . . دريغاAHPSآن سر مانند اياز بود با محمود كه اياز گفت : هيچ ذنب بدتر از آن نمىبينم كه سلطان مرا بر تخت مملكت مىنشاند و خود از دور مىنشيند و مصطفى در آن ذنب استغفار مىطلبد كهBمصطفى . . . محمود ذنب . . . مستغفر بود دريغاR- -
( 2 - 3 ) سورهء 94 ( الشرح ) آيهء 2 ك - -
( 3 ) اين . . . ذنبAHRSذنب مصطفى اين بود كه تا به شك نيفتى و نگويى كه گناه مصطفى در وجود آمده است و اين خطايى عظيم و كفر باشد و بواسطهء آن ذنب كه گفتيمBاين . . . و اين ذنبP- -
( 4 ) سورهء 94 ( الشرح ) آيهء 4 ك - - اينASآنBHPR- - آمدAHPRSيافتB- - راهAPSراه او شدBHR- -
( 5 ) سورهء 17 ( الاسراء ) آيهء 1 ك - - بيانAHPRSخود بيانB- -
( 7 - 8 ) اين . . . داشتندىIاين گناه نبودى . . . داشتندىABRSگناه ما نبودى بايستندى ترك اين ذنب را بجا دانستندىHگناهكاران ديگر را بياوردمى تا گناه كردندى و مذهب آن گناه گرفتندىP- -
( 9 ) اينABHRSبدون اينP- -
( 10 ) يك ماهABHSيكبارPR- -
( 10 - 11 ) بداشتند . . .
پنداشتندAPSبداشتندى . . . پنداشتندىBHR- -
( 11 ) شدهARSآمدهBHP- -
( 1 - 11 )ABHPRS - MU- -