و عثمان و على - رضى اللّه عنهم - با مصطفى هزار چندان و بيشتر بود . چرا اين معنى بر خاطر ايشان گذر نكرد ؟ اى عزيز عبد اللّه زيد قوت از ظاهر و صورت مصطفى مىخورد و مىچشيد كه چون غيبت صورت آمد ، موت چشم حاصل آمد ؛ و قوت و غذاى ابو بكر از دل و جان مصطفى بود و آن ديگر صحابه كه « ما صبّ اللّه فى صدرى شيئا إلّا و صببته فى صدر ابى بكر » . ابو بكر را - رضى اللّه عنه - همچنان غذاى جان مىدادند .
دريغا مصطفى - عليه السلام - آن روز كه از دنيا بيرون خواست رفت اشارتى لطيف كرد در اين معنى و گفت : « اليوم تسدّ كلّ فرجة إلّا فرجة أبى بكر » گفت همه روزنها بسته گردد الّا روزن ابى بكر و ابو بكر صفتان كه همچنان پهن گشاده باشد .
( 48 ) اويس قرنى - رضى اللّه عنه - چونكه مصطفى را مىديد به حقيقت قصد صورت را به صورت ننمود زيرا كه مقصود از ديدن صورت معنى بود ، چون ديدن معنى حاصل شد ، صورت حجاب آمد . عالمان نارسيدهء روزگار عذر مادر در پيش
هامش
( 1 ) و بيشتر بودABHPSUبود بيشترM- -
( 2 ) از ظاهر وAHMPSU - B- -
( 3 ) كهABHMS - PU- -
( 4 ) ازA . . . Uو ديگر صحابهH- - بودBHMPU - AS- - و آن . . . كهAMPSU - BH- -
( 5 ) ابو بكر را . . . عنهAHMPSUعلى بن ابى طالبB- -
( 6 ) دريغاAMPSU - BH- - رفتABHSرفتنPUشدنM- -
( 6 - 7 ) اشارتى . . . درينABHMSاشارت . . . بدينPU- -
( 8 ) گردد الاABSكردند الاHكردند مگرMگشت مگرPكنند مگرU- - ابى بكر و ابو بكرAHMPSUعلى بن ابى طالب - - صفتانABMPSUصفتان راH- - پهن . . . باشدAHMSپهن گشاده باشند بديشان گشادهBپهن بود گشاده باشدPپهن گشاده بود گشاده باشدU- -
( 1 - 8 )A . . . U - R- -
( 9 ) اويس . . . به حقيقتA . . . Uاى عزيز بايد كه پير را به چشم بصيرت بيند چنان كه ابو بكرR- -
( 9 - 10 ) قصد صورت راBHMRقصد آمدن نگيردASقصد صورتPU- -
( 10 ) به صورت ننمودAMPSRUننمودBبه ظاهر نمودH- - مقصودAHPSUغرضBMقصدR- -
( 11 ) شد . . . آمدMRآمد . . . آيدABHPSU- -
( 10 - 11 ) زيرا . . . آمدBHMPRU - AS- - عالمان . . . عذرAMPSUعالمان . . . عذر حضورBHو عالمان . . . همين عذرR- -
( 11 - 1 ) مادر . . . ام اصلىMPUكه مادر . . . ام اصلىASمادر . . . مادر اصلىBHمادر از براى اويس در پيش نهادند اى عزيز اويس - رضى اللّه عنه - مادر اصلى داشتR- -