نهند ؛ مادر بود امّا « أمّ أصلىّ » كه « و عنده أمّ الكتاب » . مادر اصلى را چگونه گذاشتى و كى آمدى كه او خود مادر اصلى بود كه چون مادر را مىديد صورت كه فرزند او باشد كه محمد است هم تبع آن باشد ؟ مگر كه آن نشنيدهاى كه مجنون را گفتند كه ليلى آمد ، گفت : من خود ليلىام و سر به گريبان فروبرد ، يعنى ليلى با منست و من با ليلى .
( 49 ) اى دوست بدانكه هر كارى كه پير ، مريد را فرمايد خلعتى باشد الهى كه به دو دهند ، و هرجا كه مريد باشد در حمايت آن خلعت باشد كه فرمان پير فرمان خدا باشد ،
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
همين توان بود .
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا »
بيان اين همه شده است .
( 50 ) اين شيفته را مدّتى حالتى و وقتى روى نمودى كه اندر سالى چند اوقات نام خداى - تعالى - بر زبان نتوانستى راندن تا جمال
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ »
اين بيچاره را بنواخت ، و قبول كرد و گفت : بگو
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
. چه توانى دانستن
هامش
( 1 - 2 ) مادر . . . آمدىA . . . U - H- - چگونه . . . صورتAMPSUچگونه . . . آمدى كه چون . . . صورتBكه او . . . صورتHچون گذاشتى و آمدى كه چون مادر اصلى بود كه معنى مادر مىديد و صورتR- -
( 3 ) باشدBHMPUبودARS- - كهA . . . Uيعنى صورتR- - آنA . . . UاوH- - كه آنA . . . U - R- - نشنيدهءA . . . SنشنيدU- -
( 4 ) خودA . . . U - M- - و سر . . .
يعنىAHMRSU - Bو سر به گريبان خود . . . يعنىP- -
( 5 ) با ليلىA . . . Uخود با ليلىH- -
( 7 ) دهندHMRUمىدهدABSدهدP- -
( 8 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 13 - - توانAMPSUتواندBHR- -
( 8 - 9 ) سورهء 32 ( السجدة ) آيهء 24 - -
( 10 ) شيفتهA . . . UآشفتهH- - مدتىBHMPRUمدتى بودAS- - نمودىMRنمودABPSUمىنمودH- -
( 10 - 11 ) اندر . . . نامMاندر سال . . . نامASUاندر چند سال . . . نامBPاندر چند سال . . . بود كه نامHR- -
( 11 ) نتوانستمىA . . . UنتوانستمB- - سورهء 68 ( القلم ) آيهء 1 ك - -
( 12 ) بگوA . . . UبگوىB- - سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 1 ك - -