تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 167

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٦٧
همچنين اين مفاهيم متواطئ از تعبير بر ماهيات عقول مجرده و ماهيت خدا عاجز هستند زيرا ماهيت عقول مجرده مانند ماهيت خدا بوسيلهء حواس دريافته نمىشود . مفهوم متشابه بر عكس مفهوم متواطئ است چون افراد منضمّ در زير مفهوم متشابه داراى اشتراك لفظى هستند نه معنوى و حقيقى : مثلا لغت ( شير ) كه براى حيوانى درنده و مايعى سفيد رنگ و ابزار بستن منفذ آب به كار برده مىشود فقط از لحاظ لفظ بر آنها دلالت مىكند : يا كلمهء ( ماه ) كه هم بر كرهء قمر اطلاق مىگردد و هم ظرف زمان مىباشد . مفاهيم متشابه براى كسب علم ، مناسب نيستند چون هر يك بر معناى معيّن دلالت نمىكنند . اما مفهوم متماثل « اسمى است كه تمام افراد مشترك در آن بطور نسبى در يك معنى شريك هستند » « 1 » مانند مفهوم وجود . عقل ، وجود ماهيت و اعراض قلم را مانند رنگ و جسم و غيره . . . درك مىكند ؛ همچنين عقل ، وجود روح آدمى را كه اعراضش با اعراض موجودات مادى شباهت ندارد مانند دريافت وجود و دريافت مسئوليت درك مىكند . عقل ، معناى مشترك وجود را كه قلم و روح در آن اشتراك حقيقى دارند درمىيابد ، و اين معنى عبارتست از موجوديت كه عدم را در آن راه نيست . با اينكه اشتراك قلم و روح در موجوديت حقيقى است ليكن اين اشتراك متواطئ نيست زيرا قلم و روح در معنى موجوديت اشتراك متجانس ندارند همچنان‌كه سقراط و سعدى در معناى انسانيت شريك هستند . همان‌طور اشتراك قلم و روح در موجوديت اشتراك متشابه نيست زيرا اشتراك قلم و روح در معناى موجوديت فقط اشتراك لفظى نيست بلكه اشتراك موجوديت آنها اشتراك حقيقى نسبى است يعنى هر دو با هم بطور نسبى متماثل هستند : وجود قلم نسبت به قلم مانند وجود روح است
هامش
( 1 ) - يوحنا قديس توماس : كتاب منطق ، به زبان لاتينى ج اول سؤال سيزدهم فصل سوم .
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 167 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )