محمد « 1 » و احمد « 2 » غزالى گرفته است . اين تعريف نادرست كه عقل و بصيرت دو نيروى متمايز هستند در فكر محمد غزالى رسوخ كرده و تأليفاتش را پر نموده است ليكن حجة الاسلام در كتاب احياء العلوم تعريفى مناقض براى قوّهء مدركهء آدمى بيان مىكند كه به نظر ما درست است . در تعريف قوه مدركه چنين مىگويد : « انسان جامع تمام نيروها و غرائز است . . . اين غرائز در نهاد آدمى بيهوده جاى نگرفته بلكه هر نيرو و غريزهاى براى كارى از كارهاى مناسب با سرشت آن غريزه آفريده شده است : غريزه ميل به غذا براى بدست آوردن احتياجات غذائى بدن آفريده شده است ، و نيروهاى شنوائى و بينائى و بويائى براى شنيدن و ديدن و بوئيدن خلق شدهاند ، همچنين دل را غريزهايست كه نور خدائى نام گرفته است ؛ اين غريزه را گاهى عقل و زمانى بصيرت باطن و هنگامى نور ايمان و يقين نامگذارى كردهاند .
تعداد اسامى جز براى بيان اصطلاحات گوناگون ، معنى ديگرى ندارد و كوتهخرد ممكن است گمان برد كه در معانى اختلاف است چون انسان ناتوان معانى را از الفاظ مىطلبد و اين عكس عمل عقلاست . . . دل از ساير اجزاء بدن جدا و متمايز مىباشد به صفت درك آن معانى ، كه در خيال نمىآيند و نامحسوس هستند مانند ادراك آفرينش عالم يا نيازمندى آدمى به آفريدگار قديم و مدبر حكيم و ساير صفات الهى را كه فقط دل مىتواند درك كند و بس . . . اين غريزه را در صورتى عقل مىشمريم كه از كلمهء عقل دريافتهاى مجادلهاى و مناظرهاى مفهوم نگردد ، چون نزد عدهاى عقل جز وسيلهء مجادله و مناظره چيز ديگر نيست و بدين جهت گروهى
هامش
( 1 ) - رك : احياء علوم الدين چاپ مصر ج 8 ص 33 و 38 و 118 ج 12 ص 103 ج 16 ص 12 - 14 الخ . . .
( 2 ) - رك : الذخيرة لأهل البصيرة ، نسخهء خطى كتابخانهء دانشگاه به شماره 396 ص 8 تا 10 ، 11 و 26 .