تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 161

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٦١
كه داراى وجود حقيقى است دلالت كند . همچنين در زبان فارسى كه فعل « بودن » را به دو صيغه « است و هست » به كار مىبرند براى دلالت بر فرق ميان تصديق تصورى و تصديق وجودى است . در تصديق تصورى گفته مىشود : غول ترسناك است ، ولى در تصديق وجودى گفته مىشود : غول هست ؛ و در زبانهاى لاتين براى دلالت بر اين دو تصديق تعبيرى مخصوص ندارند مگر اينكه لغت
tse
كه گاهى از ادات ربط است و گاهى فعل كه براى تأكيد اصالت وجود به كار مىرود . نيروى اصلى عقل ، تصديق وجود است زيرا كار اساسى عقل دريافت وجود از حيث وجود است و در نتيجه اصالت وجود را در مىيابد ؛ و اين نيروى تصديقى ميان خدا و عقول مجرده و آدمى مشترك است . اگر صفت اولى عقل از حيث عقل ، قدرت دريافت اصالت وجود باشد بايد دانست كه اين دريافت و ادراك به صورت متجانس ميان عقول واقع نمىگردد زيرا عقل نامتناهى ذات خود و تمام مخلوقات را در ذات پاك خويش در مىيابد . قاضى همدانى مىگويد : « چون وجود علم ازلى بر وجود موجود متوقف نيست بلكه وجود هر شيئى بر وجود خدا متوقف است » « 1 » درحالىكه علم عقول متناهى به اصالت وجود موجودات ، مربوط است به تماس عقل بموجودات ؛ و چون عقل بشرى به تن آدمى متعلّق است و نيروى تصورش بدنياى زمان و مكان مقيّد است نمىتواند مانند عقول مجرده ، موجودات مادى و روحى را مستقيما دريابد . ليكن نيروى تصديقى عقل مىتواند موجودات روحى را كه اثر مادى دارند درك كند : مثلا اگر عقل آثار و افعال مادى نفس را تجزيه و تحليل نمايد از روحانيت و خلود نفسى مطمئن مىشود . نيروى تصديقى عقل تنها وسيله‌ايست براى دريافت اصالت
هامش
( 1 ) - زبده ص 22 .