تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 159

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٥٩
[ ثانيا : ] فرق ميان نيروى تصورى
oitaR
و نيروى تصديقى عقل
sutcelletnI
موضوع ما بعد طبيعت ، موجوديت هر موجوديست ليكن چگونه عقل بشرى موجوديت تمام موجودات را در مىيابد ؟ براى عقل دو نيروى اساسى وجود دارد : نيروئى كه به‌وسيله آن ، ماهيت موجودات مادى را درك مىكند و نيروئيكه با آن موجوديت موجودات را در مىيابد . اما نيروى تصورى نيروئى است كه عقل به‌وسيله آن دريافتهاى خود را از موجودات مادى انتزاع مىكند . آدمى از محيط خارج به صورتهاى مختلف ، متأثر مىشود و از اشياء خارجى بوسيلهء حواس ظاهر و باطن تصورات گوناگون مىاندوزد . سپس عقل از اين احساسات معانى يا معقولاتى را كه ماهيات موجودات مادى هستند تفكيك مىكند . نيروى تصورى عقل به اين تفكيك منحصر نمىشود بلكه قادرست معانى ديگرى را كه از عالم مادى انتزاع نشده با ابتكار مخصوصى دريابد . در حقيقت اين كار ، ابتكار كامل نيست زيرا نيروى تصورى عقل نمىتواند ماهيتى را كه بعالم مادى شباهتى ندارد دريابد ؛ از اين سبب مىبينيم كه عقل بشر با نيروى تصورى خود از ادراك ماهيت عقول مجرده و موجودات عالم ازلى عاجز است و در نتيجه از ادراك وجود و صفات خدا و وجود روح و وجود عقول مجرده عاجز خواهد بود . و اگر عقل را جز نيروى تصورى نيروى ديگرى نباشد عين القضاة و كانت در گفتار خود اشتباه نكرده‌اند ؛ چون مفاهيم عقل تصورى نمىتوانند جز معانى دنياى زمان و مكان ، معانى ديگرى را بيان نمايند و در اين صورت قادر بدرك معانى عالم ازلى نيستند ؛ و اگر بخواهيم آن معانى روحى را كه ما بدان نزديك هستيم دريابيم مىبينيم كه از ادراك آنها عاجزيم مگر وقتىكه معقولات انتزاع شده از عالم مادى را به كار بريم . ببينيم مثلا معنى وجود روحى چيست ؟ پاسخ آنست كه وجود روحى غير مادى