مجرده ، موضوع ما بعد طبيعت در دستهاى از اين موجودات بخصوص منحصر نمىشود بلكه تمام هويتهاى موجودات و موجوديت هر موجود را شامل مىشود . و هر صفت متعالى كه در هستى موجودات قرار گرفته جزو موضوع علم متافيزيك است . صفات متعالى
xuatnadnecsnarT
وجود دو دستهاند ذاتى و اضافى : صفات ذاتى وجود عبارتند از وحدت و تشخيص تميّز ؛ و صفات اضافى وجود عبارتند از حقيقت و خير و جمال اين هر دو صفات را صفات متعالى ناميدهاند زيرا تمام هستىها را شامل مىشوند :
هستى خدا و هستى عقول مجرده و هستى ساير موجودات . صفات دسته اول متعالى را ذاتى ناميدهاند زيرا صفات وجود از حيث وجود با صفات موجوديت بالذات موجود هستند ؛ اما صفات متعالى دسته دوم را ازآنرو صفات اضافى ناميدهاند كه با اينكه از صفات متعالى هستند ليكن موجوديت را نمىتوانند بذاتها وصف كنند بلكه وصف موجوديت در صورت اضافه شدن به چيز ديگر ممكن مىگردد پس وقتىكه مىگوئيم :
هر موجود حقيقتى دارد ، حقيقت را بموجود بهوسيله عقل اضافه كردهايم ؛ همانطور وقتى كه مىگوئيم : هر موجود خير است ، صفت خير بوجود بهوسيله اراده ما اضافه گرديده است ؛ همچنين وقتى مىگوئيم : هر موجودى زيباست ، زيبائى را بوجود بهوسيله ادراك تناسب تركيب موجود اضافه كردهايم .
گفتيم كه موضوع علم ما بعد طبيعت ، هستى و انيّت موجودات است درحالىكه علوم طبيعى به ماهيت و عوارض اجسام منحصر گرديده است حقيقت آنست كه هر موجود از دو مبدأ اساسى ، ماهيت و هويت ، ايجاد شده : مثلا ماهيت منزل غير از هويتش مىباشد چونكه مىتوانيم نقشهء منزلى زيبا را بدست بياوريم بدون اينكه خود منزل را در اختيار داشته باشيم . تمييز بين هويت و ماهيت در هر موجودى جز خدا ( زيرا ماهيت خدا عين ذات اوست ) ضروريست ، چون ماهيت هر موجودى مبداى است كه بهوسيله