كه مانع پيدايش عدم و يا چيزى از ذات و ماهيت است دلالت مىكند . . . ماهيت محض بدون وجود عينىاش وجود خارجى ندارد بر عكس تصور متأخرين . اين گروه سخت اشتباه كردهاند وقتى گفتهاند : حقيقت عينى از تعريف وجود نيست بلكه وجود جز امر انتزاعى عقلى چيز ديگرى نمىباشد » « 1 » .
هنگامى كه مىگوئيم موضوع علم متافيزيك وجود از حيث وجود است مقصود از وجود عينيّت و انيّت و هويّت هر موجود است و فعلى كه موجود به آن ، وجود دارد زيرا فعل هر موجود « بودن آن موجود است در خارج » « 2 » ؛ و اين آن چيزى است كه مانع پيدايش عدم براى موجود مىشود ؛ و در اين حالت مقصود بمفهوم وجود من حيث وجود تمام موجودات خارجى است زيرا از نظر وجود ، يعنى مانع پيدايش عدم بر وجود ، هيچ فرقى ميان موجود و موجود ديگر نيست . پس ميان موجودى كه واجب الوجود است و موجود حادث ، فرقى نيست ؛ همچنين ميان موجود روحى و موجود مادى فرقى نيست ، چون تمام موجودات در فعلى كه مانع عدم آنها مىشود مشتركند . معنى وجود : بودن در خارج است و اين معنى ميان تمام موجودات مشترك است . و كركى گرد
draagekreiK
درست گفته است : « اگر مگسى در وجود آيد موجوديتش كمتر از موجوديت خدا نيست و موجوديت خدا زيادتر از موجوديت آن مگس نمىباشد » . شكسپير همين حقيقت را در نمايشنامهء هملت از زبان قهرمان داستان چنين بيان كرده : « بودن يا نبودن ، مسئله اينست » « 3 » .
بعضى از فلاسفه مانند استوارت ميل صفت موجوديت يا انيّت يا هويّت
هامش
( 1 ) - اسفار ج 1 ص 60 و 66 .
( 2 ) - شرح حكمت العين ص 8 .
( 3 ) -noitseuq eht si siht eb ot ton ro eb oT.