تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 88

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٨٨
ناكرده و بر آسمان و زمين ناكشيده و روى حسرت بىنهايت ناديده و در دريا غرق ناشده و در وادى خونخوار عشق خود را هزار بار گم ناكرده و از دست خود هزار بار خاك بر سر ناكرده و از دست بىمسامحتى نيز بر وى خاكستر نانشسته و خود را به فرياد آمده ناديده و هزار هزار بار زنار بر ميان - گاه از دست خود گاه از دست پير - نابسته و در ميان خاك و خون مراغه « 1 » نازده و نيشك نهنگ ناكامى در صميم جگر خود ناكرده و كوه را به ناخن ناكنده . ترا و اين حديث چه حساب ! جوانمردا بر من و تو و امثال ما قلم تكليف مردان روا نيست تا غلطى نپندارى . ارجو كه ما را نيز سعادت مساعدت كند و اين توفيق و رفيق راه آيد كه رنج و راحت مردان بدانيم و ببينيم كه حالى جز خاكى بر سر و بادى در دست ما را نيست » « 2 » . گرچه ميان مريدان عين القضاة مريدى مانند خودش نسبت به احمد غزالى و شيخ بركه يافت نمىشود ولى مريدان صادق و اهل حالى در اطراف او بودند كه تمام مشكلات خود را شفاها يا كتبا با او در ميان مىگذاشتند و درد دلهاى خود را بدون پيرايه براى او بازگو مىكردند و قاضى همدانى چون پدرى سالخورده و مهربان و هوشمند مشكلات آنها را حل مىكرد و حقايق تلخ را با زبانى شيوا و شيرين براى آنها متذكر مىشد . يكى از مريدان شيخ كه ظاهرا به اهميت مقام پير كمتر از ديگران واقف بوده به قاضى همدانى اعتراض مىكند كه چرا در مكاتيب خود به اهميت اطاعت پير زياد تكيه مىكند ؛ و شيخ با اندوه و تعجب بسيار پاسخ اين مريد را چنين يادآور مىشود : « جوانمردا نوشته بودى كه عنايت پيران در حق مريدان بدانم ، آنگه نوشته بودى شرم دار : الحياء من الايمان . . . مرا و ترا كجا رسد كه حديث ارادت كنيم . . . جوانمردا جان باختن دگر است و حديث كردن دگر !
هامش
( 1 ) - مراغه : غلط زدن . ( 2 ) - مكتوباتMص 154 .