تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
حقيقت ملكوتيش مكشوف نيست ، بخلاف اين كه :
« وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ »
( 29 / 43 ) . جوانمردا ، ترتيب در ادراك پنج حس دانى كه چه طرفه است ؟ اول درجه در ادراك لمس بود ، كه مثلا ادراك حرارت و برودت كند . و درين ادراك مماست ملموس شرط است ، كه اگر ميان ملموس و آدمى مماست نبود صلابت و خشونت و غير آن ادراك نكند در خشن و صلب . و دوم درجه در ادراك شمّ بود . و فرق ميان شم و لمس آن است كه در آن مماست شرط است و قرب و غايت ، و درين مماست شرط نيست ، كه اگر مشموم بعيد بود ادراك هم تواند بود . و ليكن در شم ادراك جهت مشموم نبود ، كه نداند كه از كدام جهت بوى مشك مىآيد مثلا . سوم درجه در ادراك ابصار بود . و در ابصار ادراك جهت مدرك نيز در بود . و چنان كه در لمس مماست شرط است ، در ابصار عدم مماست شرط است و اگرنه ادراك نتواند بود ، كه اگر فرط القرب 6 ميان ديده و نوشته مثلا حاصل بود نتواند خواند . و ازين سبب است كه ديده خود را نبيند ، و هرچه نزديك او بود . و در ابصار نقصهائى بود كه هرگه كه حايلى بود ميان او و بصر ادراك نبود .
هامش
( 27 ) - كه مثلاM: كه او مثلاPكه مثلا اوI- - ( 30 ) - و دومMI: و دويمP- - درجهIP: وجهM- - ( 35 ) - سومM: سيومIP- - ( 36 ) - است درMI: است و درP- - ( 37 ) - و اگرنه ادراك نتواند بودIP: -M- - ( 38 ) - بودM: نبودPI- - ( 39 - 40 ) نقصهائى بودM: -PI- - ( 40 ) - هرگه كهM: هرگزPI- -