نامهء نهم منسوب به احمد غزالى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
و به نستعين دو نوشته كه در آخر ذوالقعده نوشته بود آن عزيز من - اطال اللّه بقائه و سلك به سبيل السعادات القصوى - رسيد و به حديث « قوت القلوب » 1 چندان عذر خواسته است . جوانمردا ، بدان درازى نيست . اگر بود و اگر نه ، متقارب است 2 از آن معنى به كلى دل فارغ دارد تا ميسر گردد ، كه دل مرا ذرهء بدين معنى التفات نيست و در انتظار نيستم . چون كارى مهم بود خود بنويسم كه مهم است تا توانى زود . و حاشا كه آن عزيز خود توانى زود ، چه آنكس را كه توانى زود بود ، خود بر او اقتراح كردن ابرام و اثم بود . و مبادا كه از من ابرامى رود به دوستى . اى
هامش
( 1 - 6 ) بسم . . . به كلىM: -PI- -
( 7 ) - معنىM: -PI- -
( 8 ) - آن عزيزIP: از تو عزيزM- -
( 9 ) - زود چهM: زود زود چهPI- -
( 10 ) - به دوستىPI: به درستىM- -