عزيز من ، رحمت خداى بر دل عزيز تو باد . با اين دل و همت ، زادك اللّه من فضله وسعة رحمته و جعلك من عباده الصالحين . با اين همه عذر چه حاجت است ، كه يقين دانم كه اگرچه نرسيد ، از تو هيچ تقصير نبود . هذا مضى .
* * * شكر كرده بودى كه « اكنون خشنودم كه در خوابت مىبينم » .
اين بيت بتبرك ياد گير .
بيت
در خواب من از خيال تو خشنودم * آه ار نه عنايت خيالت بودى
3 نوشته بودى كه هيچ از خواب بدر نمىآورم . اى عزيز ، هرچه آدمى در خواب بيند دو قسم بود : قسمتى را ازين عالم كسوتى تواند بود كه معبر بداند كه آن چيست ، و قسمى را هيچ كسوت ممكن نبود . و قسمى ديگر بود در ميان هر دو طرف كه كسوتى دارد و ليكن معبرش حقيقت نداند ، چون
« الم » *
4 و
« حم » *
و
« طسم » *
5 مثلا كسوت ملكى دارد و ليكن
هامش
( 11 ) - زادكPM: و زادكI- -
( 13 ) - تقصيرPI: تقصيرىM- -
( 15 ) - بودىM: بودPI- -
( 17 ) - بيتPM: -I- -
( 22 ) - هر دوM: هرPI- -
( 23 ) - و حم وIP: -M- - طلسمM: طسPI- -