لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما »
( 7 / 20 ) . اما تحفهء در آن ظهور موعود است كه
« وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ »
( 7 / 22 ) گفتيم و گريختيم .
فرق است ميان حسد و غيرت . اما حقيقت آن است كه حسد روى در منعم عليه دارد و غيرت روى 5 در معشوق و عشق و حالت دارد .
سيمرغ مبارك باد كه او جز بر جزيرهء كبريا و تعزّز ننشيند و باستقبال كم آيد . چون آمد و بوس بر پاى نهاد اشارتى بروايتى بود و بند بر نهاد ان شاء اللّه تا راه رجوع بسته شد . و تنبيه و تعليل زياده فى التبصره ، 6 و هى مغتمة .
حديث ديدن من و سؤال سخت نيكوست و تصديق تقصير همه نيكو و درست است . و عجبتر آنكه ازين معنى چيزى رفته است درين قرب و روى نبشتن نيست و رخصت اثبات . بلى ، چون رسيم ياد دارد تا با يادم دهد بنشان به است در يا حى يا قيوم . آنگاه خود در مشافهت برود ان شاء اللّه تعالى .
حديث خاطر به اشعرى بود و برگذشت . و مبادا كه در آن بازماند . اما اين دليل مىكند كه آن مرد را نيز بيرون از مقولات مقبولات حالى بوده است و آنگاه خاطر قريب بود كه خاطر تصرف
هامش
( 51 ) - جز بر . . . ننشيندPI: از جزير ، كبريا و تعززكم بر نشيندM- -
( 52 ) - بروايتىMI: پردانىP- -
( 55 ) - من وM: منIP- - تصديق تقصيرPI: تصديق و تقصيرM- -
( 57 ) - نبشتنM: نوشتنPI- - بلىM: -PI- - رسيمIP: رسمM- -
( 58 ) - در يا حى : در يا حى وMيا قادر يا حىPيا در يا حىI- -
( 59 ) - تعالىM: -PI- -
( 60 ) - با شعرىIM: بار شعرىP- -
( 61 ) - مقولاتM: معقولاتIP- -
( 62 ) - حالىM: خالىIP- - استIP: -M- -