فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ »
( 3 / 27 ) بود . و در آن عالم غالب اين بود . تا خاك مفرد عرض نكنند ، پس رواسى ملقاى عرض نكنند ، پس عهد بنتاود 1 از شواهق آن رواسى .
اين حقايق در طريقت نيايد . در ترازوى او وزن اين جوهر را كه درين رواسى شامخات به معدنى بود « و انبتنا فيها من كل شىء موزون » مشهودى درين اوراق بود . طلايهء اين كارها بساط تعزز و كبريا بود . اجوبهء واقعهء كه نبشته است از عظمت اينجا بود و حق است .
كمال جمال موجب درد است در كمال دولت عشق ، زيرا كه كمال او به شرط شايستگى معشوقى است و همان كمال سجل حرمان است . آنكه شنيدهاى بلسنو 2 را دردى است در سخن خرقانى - قدس اللّه روحه - معنيش اين است ، و ليكن ممزوج بود . اين شربت صرف دادهاند « الجبار المتكبر » را . مزاج « الرءوف الرحيم الودود » بالمرصاد 3 است . در ممزوجى حجاب عظمت برخيزد و به مرگ خود كمال حجاب در حق سالكان بيكبارگى ، چنان كه هرگز و ازو در راه نيايد . و حديث نور سياه 4 اشارتى دارد ازين معنى ، و ليكن همه به اين و آن نتوان بست .
حقايقى ديگر هم دارد ، و سيكشفه الوقت ان شاء اللّه .
و حديث يقين و شك درست است الى آخره .
اى عزيز من ، آن فتح الباب كارى است كه چون فراخ شود
هامش
( 14 ) - نكنند پس . . . نكنند پسM: كنندPI- -
( 15 ) - شواهقM: شهواتIP- -
( 16 ) - نيايدMنيامدIP- -
( 17 ) - بمعدنىM: -IP- -
( 19 ) - نبشتهM: نوشتهIP- - از عظمتM: او عظيمIP- -
( 22 ) بلسنوIP: بلسنواM- -
( 26 ) - سالكانM: سالك آنPI- - و ازوM: و ازPI- - نيايدM:
نبايدPI- -
( 29 ) - الى آخرهPI: الخM- -