وجود عرش و كرسى درو ذره نمايد . كدام نفس است كه گويد : « اللهم اعطنى ما يمكن و ما لا يمكن » ؟ « همت چو بلند شد همه دردسر است » اشارت بدين است . و هر همت كه در ممكنات است نه عالى بود . آن چون به دو رسد برسد . و چون علم دست بر وى باز ننهد « تعالوا نؤمن ساعة » حاصل باشد و اين مبادى اشراق ديموم ازليت است كه لباس كارها درو بسوزد .
حديث محال درست است ، و سيتممه الوقت ان شاء اللّه تعالى . اى عزيز من ، محال و جائز و ممكن در ترازوى عقل بود ، و او مكيال ابواب الدّار است . خواجهء خانه ، اعنى النفس القدسية ، چون بمكيال امانت پيمايد ، نه هر چيزى را وزنى بود . محال و ممكن خود اينجا محال بود . و هذا فتح باب ، فتأمل .
حديث مناسبت اسم اعظم با قدرت ازليت راست همچون نسبت سمع با بصر است يا نسبت مدرك سمع با مدرك بصر . اين نه سؤال درست است . در راه طلب گنگ و لال باش كه محك ازو معزول بود .
حديث غلبهء صفات مذموم . بدانكه بر بساط صفا در اشراق انوار وقت همه چيزى روشنتر بود و آن منقبتى بزرگ بود .
« لِيُبْدِيَ
هامش
( 31 ) نمايد : + سؤالIP- -
( 32 ) چوI: چونPM- -
( 33 ) هر همتM:
مرحمتIP- -
( 35 ) - مبادىPI: منادىM- -
( 38 ) - تعالىIM: -P.
( 38 ) - و اوM: اوPI- -
( 41 ) - اينجاPI: آنجاM- -
( 46 ) - غلبه :
غلبتIPM- -