گرايش مؤلف به تفسير و توضيح
مؤلف اقوال و اخبار مشايخ را و لو اينكه به فارسى بوده ، توضيح داده است (
b
30 /
T
) .
گاهى اگر بيتى مشكل به فارسى نوشته است در توضيح آن مىگويد : « پارسى بيت اين بود . » (
a
108 /
T
)
پرهيز از سخن درازى
مؤلف در ديباچه ، دورى خود از اطالهء كلام را اظهار داشته است :
« نخستين چيزى كه بر بنده واجب شود شناخت مولى است . . . . و اندرين باب علما تصنيفهاى بسيار كردهاند ، من بر آن مشغول نشدم تا سخن دراز نگردد . » (
a
2 /
T
)
باوجود اين ، چند حكايت را به تكرار آورده است كه نوعى اطالهء كلام است . مثلا حكايتى از رابعه بصريّه سه بار نقل شده است (
b
41 /
T
،
b
56 ،
a
122 ) و بعضى مطالب ديگر نيز مكرّر آمده است . ( ر . ك :
a
75 /
T
،
a
90 )
حرف « و » در آغاز جملهها
مؤلف در موارد متعدد بين دو جملهء كامل يا سر جمله حرف « و » مىآورد كه نوعى اسلوب نگارش كهن است . « 1 »
صنعت تجنيس
« علم بىمنفعت چون درخت سپيدار كه هر روز سر برمىآرد و هيچ برنيارد . » (
a
85 /
T
)
تكرار كلمه
- « آسان آسان بدان محل برسد . » (
a
46 /
P
)
- « هركه خود را در باطن بلند قدر داند ، آسان آسان بدانقدر نرسد . » (
a
146 /
T
)
هامش
( 1 ) . براى مثالهايى از اينگونه استعمال ر . ك : ترجمهء تفسير طبرى ، فراهم آمده در زمان سلطنت منصور بن نوح سامانى ( 350 - 365 ه ) ؛ مقدمهء جلال متينى بر پند پيران ، چهل و نه .