- « خواجه امام ابو القاسم كرابيسى . . . روايت كردى از خواجه ابو بكر ورّاق ترمذى . » (
b
3 /
T
)
- « خواجه امام ابو القاسم كرابيسى . . . روايت كردى از خواجه ابو بكر واسطى . » (
b
3 /
T
)
استفاده از مثالها
مؤلف براى توضيح مطالب از تمثيلها نيز استفاده كرده است . ( ر . ك : فهرست تمثيلات در خاتمهء كتاب ) .
استعمال « و اللّه اعلم »
مؤلف در موارد متعدد به ويژه در مواردى كه اخبار و اقوال و احاديث را معنى و تفسير مىكند ، جملهء معترضه « و اللّه اعلم » بسيار مىآورد :
- « اصل عقل - و اللّه اعلم - روح است . » (
a
4 /
T
)
- « معنى آن بود - و اللّه اعلم - كه . . . . » (
b
،
a
11 /
T
)
پارسىگرايى مؤلف
عادت مؤلف بر اين است كه هرجا در كتاب آيات ، احاديث ، اخبار ، اشعار و اصطلاحات عرفانى و فقهى را به تازى مىآورد ، بىدرنگ آنها را به فارسى ترجمه مىكند . مؤلف معمولا عبارات تازى را لفظ به لفظ ترجمه كرده كه اغلب خوشايند است .
پارسىگرايى مؤلف از سطر سطر كتاب پيدا است . گويا او در ذهن خود يقين داشته كه مخاطبان بىواسطهء او ، مردم فارسى زبان سمرقند يا ماوراءالنّهراند ، لذا مفاهيمى كه به زبان تازى به ميان مىآيد ، حتما بايد به زبان مادرى مخاطبان برگردانده شود . هانرى دوفوشه كور عقيده دارد كه با تأليف اندرزنامههايى در قرن 5 - 6 ه يك نوع ادبياتى در زمينهء دينى شكل گرفته بود كه مجموعههاى احاديث به تعداد محدود از عربى به فارسى برگردانده شود با شرح فارسى . « 1 » ارشاد را نيز بايد از اينگونه اندرزنامهها به شمار آورد .
هامش
( 1 ) . اخلاقيات ، 138 ؛etnarauQ،sel rus lareneg ucrepA» ،naharaK . A. 55 - 39 .pp، ( 1955 ) 4 ،acimalsl . aidutS، «euqimalsi erutarettil alsnad،shtidahدر اين مقالهء توجّه به مجموعههاى چهل حديث شده است .