استناد به صحف كهن ، كتب آسمانى پيشينيان ، احاديث قدسى
مؤلف در چندين مورد به كتابهاى آسمانى پيشينيان استناد كرده يا فرمودههاى خداوند تعالى را به زبان عربى آورده كه در قرآن مجيد نيست و احاديث قدسى به شمار مىآيد . مثلا :
- « مولى عزّ و جلّ در كتب پيشينيان چنين فرموده است . » (
a
8 /
T
)
- « اللّه تعالى در كتب پيشينيان چنين فرموده است . » (
b
،
a
41 /
T
) و آنگاه عبارت عربى آورده است . « 1 »
- قول حضرت عيسى - عليه السّلام - را نيز به زبان عربى آورده است . (
a
26 /
T
)
استناد به نوشتههاى تازى
مؤلف به مناسبتهاى گوناگون براى تأييد و تأكيد و زيبا ساختن مطالب در جاى جاى كتاب به آيات قرآنى ، احاديث نبوى ، اخبار مشايخ ، اقوال بزرگان ، ضربالمثلها و اشعار تازى استناد كرده است . ( ر . ك : فهرستها در خاتمهء كتاب ) .
استناد به روايتها
مؤلف در مواردى متعدد به روايات بزرگان استناد كرده و از قول بزرگى ، روايتى از بزرگى ديگر را آورده است . گاهى به ذهن خواننده خطور مىكند كه شايد راوى ، روايت مذكور را مستقيما از مروى عنه شنيده است . ولى اينگونه « روايت كردن » الزاما به اين معنى نيست كه آن بزرگوار روايت را بىواسطه از همان كس شنيده است ، بلكه نقل قول محض است ، زيرا فاصلهء طولانى زمانى ميان آن دو بزرگوار ، ارتباط مستقيم را نفى مىكند . به اين چند مثال توجه فرماييد :
- « پدر من - رحمة اللّه عليه - به املاء روايت كرد از لقمان حكيم . » (
a
34 /
T
)
- « پدر من - رحمة اللّه عليه - روايت كردى از رسول عليه السّلام . » (
a
150 /
T
)
بقيه روايات را نيز بايد با در نظر داشتن زمان راوى و مروى عنه سنجيد . مثل :
هامش
( 1 ) . نيز ر . ك :a74 /T؛a105 ؛b156 ؛b30 /P . .