عدم مطابقت ترتيب فصول و كموبيشى فصول كه در دو نسخهء
T
و
P
ديده مىشود ، شايد خود دليلى است كه اين دو تحرير جداگانه است . بارى اگر نسخههاى چين در دسترس من بود يا معرّفىكنندگان نسخههاى چين سرفصلهاى ارشاد را آورده بودند ، مىتوانست به نتيجهاى رسيد كه كدام يكى از اين ترتيبهاى فصول اصالت دارد . با آوردن سرفصلهايى در سطور پيشين ، نكتههايى قابل طرح در اينجا اين است :
- در متون كهن اخلاقى مباحث « عقل » و « علم » بهطور سنّتى در دو فصل آغازين قرار مىگرفت . « 1 » ولى فصلهاى آغازين اين كتاب به جاى « عقل » ، « معرفت اللّه تعالى » و « آلت معرفت » او است و بعد از آن فصل « علم » قرار گرفته است .
- اكثر كتب اخلاقى كه قبل از ارشاد ( مانند تنبيه الغافلين تأليف ابو اللّيث سمرقندى ) ، يا كتابهايى كه در دورههاى بعد تأليف شده است ( مانند اخلاق محتشمى طوسى ؛ جوامع الحكايات عوفى ) ، نويسندگان را به بر پا داشتن جدولهايى از معايب و محاسن اخلاقيات واداشته است « 2 » يعنى مؤلفان دو ضد را در يك فصل جمع مىكردند و بدين روش براى آنان آسان بود كه محاسن يكى را و معايب ديگرى را برشمارند و ذهن خواننده را براى قبول يكى و ردّ ديگرى آماده كنند . قلانسى نيز تا حدودى در برخى سرفصلهاى كتاب از اين روش استفاده كرده است ، همچون : فصل فى معرفة الشّك و اليقين ، فصل فى الخوف و الرّجاء ، فصل فى التّدبير و البخل ، فصل فى السّخاوة و الاسراف ، فصل فى الغفلة و الانتباه و . . .
- با توجه به سرفصلها ، شكّى نيست كه موضوع كتاب « اخلاق دينى و عرفانى » است .
ولى كلمهء « اخلاق » و « عرفان » در عصر مؤلف مرسوم نبوده و آن را به كار نبرده است . به جاى آن از دو كلمه « علم معرفت » و « وعظ » استفاده شده است . « 3 »
شيوهء مؤلف
مؤلف در آغاز هر فصل به « اوّل » كتاب ارجاع مىدهد كه منظور همان مباحث كلّى
هامش
( 1 ) . اخلاقيات ، 209 .
( 2 ) . همانجا ، 209 .
( 3 ) . ارشاد ،b1 /T .