تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 36

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٦

طرح كتاب

مؤلف در فصل « فى طلب العلم » (
b
28 -
a
9 /
T
) پس از نقل حديثى از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در طلب علم ، مىگويد كه علم بر انواع است و اتفاق است كه بر هر يكى از مسلمانان جستن همه علم‌ها فريضه نيست . پس ببايد دانستن كه آن كدام علم است كه بر هر مردى و زنى فريضه است كه كس را ازو چاره نيست و كس را كس نيابت ندارد . سپس يكىيكى دانش‌ها را بر مىشمارد و شمّه‌اى از آنها بيان كرده مىگويد : « تمامى اين فصل بيان كرده شود به جايگاه او . » (
b
13 /
T
) يا « بيان اين به جايگاه وى كرده شود . » ( 14 /
T
) . و بعد به‌ترتيب در فصل‌هاى آتى ، مباحث مستقل و جداگانه‌اى براى هر يكى از اين‌ها يا بعضى از اين‌ها آورده است . مؤلف در « فصل فى طلب العلم » شناختن حال خويش را واجب شمرده است و آن را به « علم حال » تعبير كرده است و مىگويد اين بر دو نوع است : يكى ظاهر و يكى باطن ، آنچه ظاهر است در چگونگى نماز برپاداشتن و روزه گرفتن و خريد و فروخت كردن است ، مؤلف به اين‌گونه مسائل فقهى اعتنا نكرده است ؛ بعد مىپردازد به نوع باطن علم حال . در بيان اين مباحثى بلند دارد و مىگويد كه علم حال همچون فرض عين است كه در آن كس از كس نيابت ندارد . در واقع موضوع اصلى كتاب همين مباحث است كه در فصل‌هاى بعدى كتاب به شرح و بسط بيان شده است و مؤلف در آغاز هريكى از اين فصل‌ها ، به فصل « طلب العلم » ارجاع داده است و جملاتى نزديك به اين الفاظ آورده است : « به اوّل كتاب گفته شده بود » و « گفته بوديم » و « گفته شده بود . » مىتوان گفت كه « فصل فى طلب العلم » حكم مقدمهء كتاب را دارد .
هامش
- او شايد از اين كتاب ارزشمند اطلاعى نداشت . اگر دوفوشه كور مرشد يا ارشاد را مورد مطالعه قرار مىداد ، يقينا برخى نتايج تدقيقات او به گونه‌اى ديگر جلوه مىكرد .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 36 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى