[ 29 ] فصل فى البر و الملق
« * » گفته « 1 » شده بود كه « 2 » بايد كه « برّ » را از « ملق » بشناسد . « برّ » نيكوكارى بود « 3 » و مردمسانى بود .
و « ملق » « 4 » بدكردارى . و مردمسانى درستى ديانت است و رسول - عليه السّلام - « 5 » چنين فرمود : « 6 » « لا دين لمن لا مروّة له » . دين نيست آن « 7 » را كه مروّت نيست . خواجه حكيم چنين فرموده « 8 » است در تأويل اين خبر كه هركه با مردمان « 9 » مردمى نكند ، مر خداوند را - عزّ و جلّ - بندگى نكند . همچنانكه مولى عزّ و جلّ ديانت فرمود ، مروّت نيز فرمود . « 10 » قوله تعالى :
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً »
[ بنى اسرائيل / 23 ] . مىفرمايد حضرت رسول را - عليه السّلام - اى محمّد « 11 » حكم چنين كرده است پروردگار تو [
b
160 ] نپرستيد مگر مرا و با مادر و پدر نيكويى كنيد . پرستيدن حضرت او را ديانت بود و با مادر [ و ] پدر نيكويى كردن مروّت . مولى عزّ و جلّ ديانت بىمروّت نپذيرد .
و خواجه ابو اسحاق بشاغرى - رحمة اللّه عليه - فرموده است « 12 » كه « لا إله الّا اللّه » گفتن ديانت است و « محمّد رسول اللّه » گفتن مروّت . هرچند بنده گويد « لا إله الّا اللّه » تا نگويد
هامش
( * ) . عنوان فصل « فى البرّ و الملق » است ، ولى مؤلف مباحث « ملق » را در فصلى جداگانه آورده است ، چنانكه پيشتر گذشت . مصحّح .
( 1 ) . به اوّل كتاب + گفته .
( 2 ) . + بنده .
( 3 ) . « بود » ندارد .
( 4 ) . + چاپلوسى بود و .
( 5 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 6 ) . گفت .
( 7 ) . + كس .
( 8 ) . گفته .
( 9 ) . + و بندگان .
( 10 ) . + چنانكه مىفرمايد .
( 11 ) . « اى محمد » ندارد .
( 12 ) . چنين گفته است .