تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
گشت ، « 1 » همه كارهاش تباه آيد . آورده‌اند كه ابليس - عليه‌اللّعنه - مر نوح را - عليه السّلام - سه چيز وصيّت كرد . گفت : بر تو باد كه به خشم نشوى كه « 2 » چون مرد در « 3 » خشم شد در دست ما ، همچنان شود كه در دست كودكان گوى ، هر سوى كه خواهند ببرند . « 4 » و بر تو باد كه مست كار « 5 » نخورى كه مرد مست [
a
159 ] چون بزى بود « 6 » در دست ما ، از گوشش بگيريم و هركجا خواهيم « 7 » ببريم . و بر تو باد كه با زن نامحرم در يك خانه درنيايى ، چون درآمدى « 8 » هرچند از آغاز قصد بدى نبود ، من چندان ازين بدان و از آن بدين پيغام آرم كه در ميان ايشان فتنه افكنم . و آنكه گفته‌اند : « من استغضب ، و لم يغضب ، فهو حمار » ، هركه را به خشم آرند به خشم نشود وى خرى بود ، مراد آن است « 9 » كه كس بود كه وى را خوار دارند و دشنام دهند ، وى « 10 » را خشم نيايد ، آن از ناكسى وى بود كه تن وى را نزد وى قدرى نبود . و مراد از خشم آمدن ، خشم راندن نيست كه « 11 » اصل خشم نكوهيده نيست كه هركه وى را از اصل خشم نيايد بىحميّت بود . و خشم از حميّت دين بود « 12 » و راندن وى از خيرگى نفس و « 13 » بايد كه خشم بيايد تا خشم فروخورد تا وى را « 14 » قدرى بود . دليل برين آنكه گفته‌اند : « من استعتب و لم يعتب فهو جبّار » هركه « 15 » را عذر خواهند ، او نپذيرد ، جبّار است . دانستيم كه مراد خشم « 16 » راندن نيست . « 17 » و در خبر آمده است از رسول عليه السّلام : « 18 » « من لم يقبل عذر مؤمن صادقا أو كاذبا ، لم يرد الحوض » [
b
159 ] . فرمود « 19 » كه هركه عذر مؤمن « 20 » نپذيرد آن عذر راست باشد يا دروغ ، « 21 » از حوض من آب نيابد . و چون كسى را خشم چيره شد ، اين پندها را ياد كند ، خطر بود كه سود ندارد . چنان بايد كه
هامش
( 1 ) . چون خوى تباه شد . ( 2 ) . چه . ( 3 ) . به . ( 4 ) . از هر سو كه آرزو آيد بزنند . ( 5 ) . مست كاره . ( 6 ) . چون مرد مست شد چون بزى شود . ( 7 ) . آرزو آيد . ( 8 ) . به جاى « چون درآمدى » ، چه چون مرد با زن نامحرم در يك [ خانه ] نشست . ( 9 ) . بود . ( 10 ) . مر او . ( 11 ) . چه . ( 12 ) . آنچه از جهت دين بود ، آن حميّت بود . ( 13 ) . اما خشم راندن كه از چيرگى نفس بود حرام است + چه چنين . ( 14 ) . فرو خوردن را . ( 15 ) . + از وى . ( 16 ) . + ناآمدن نيست بلكه مراد خشم . ( 17 ) . ناراندن است . ( 18 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 19 ) . گفت . ( 20 ) . مؤمنى . ( 21 ) . خواهى آن عذر خواستن راست باشد و خواهى دروغ .