تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
از آغاز كه خشم راندن « 1 » گيرد اين پندها را ياد كند تا خشم چيره نشود بر وى . چون خشم چيره شد « 2 » فرو خوردنش دشوار بود « 3 » و ليكن چون قصد كرد ، پاره‌پاره آسان‌تر شود . آورده‌اند « 4 » كه يكى از پيغامبران را فرمان « 5 » آمد « 6 » كه چون چيزى پيش آيد ، « 7 » بخورى . ناگاه چيزى پيش آمد « 8 » چون گوى سياه . انديشيد كه اين را چگونه خورم ؟ گفت : « 9 » چون فرمان چنين است ، بخورم ؟ چون بگرفت « 10 » هرچند به دهان نزديك‌تر آورد ، خوردتر شد ، چون به دهان رسيد يك لقمه شد ، « 11 » چون بخورد ، به‌غايت شيرين بود . « 12 » فرمان آمد كه اين مثال خشم است « 13 » كه از آغاز فروخوردن او آسان نمايد ، « 14 » چون قصد كردى آسان‌تر شود ، چون فروخوردى ، شيرين بود . « 15 » و خواجه حاتم - رحمة اللّه عليه - فرموده است « 16 » كه « نوش » خوردن يك لقمهء خشم است كه چون فروخوردى ، خوشى وى تا قيامت بماند . و « 17 » خواجه حكيم « 18 » - رحمة اللّه عليه - گفته است روزى مر شاگردان [
a
160 ] خويش را : « 19 » بياييد تا بخوريم و بشكنيم و شاد باشيم . شاگردان گفتند : معنى اين سخن تو چيست ؟ « 20 » گفت : خشم خوريم و هوا بشكنيم و به مسلمانى شاد باشيم . و يكى از شاعران گفته است :
به جنگ در مشتاب اى دل ار همىدانى * كه خشم خوردن آسان‌تر از پشيمانى « 21 »
و نيز گفته‌اند كه خشم آتشى است كه اگر در خود بدارى ، بدىهاى ترا بسوزد . و اللّه اعلم . « 22 »
هامش
( 1 ) . جنبيدن . ( 2 ) . + بر وى . ( 3 ) . فروخوردن سخت و دشوار آيد . ( 4 ) . چه + آورده . ( 5 ) . فرمانها . ( 6 ) . + و يكى از فرمانها آن بود . ( 7 ) . آيدت + بخور . ( 8 ) . به جاى « ناگاه چيزى پيش آمد » ، يكى چيز ديد . ( 9 ) . باز گفت . ( 10 ) . نگريست . ( 11 ) . گشت + به دهان اندر نهاد . ( 12 ) . يافت شيرين . ( 13 ) . بود . ( 14 ) . از آغاز چنان دشوار نمايد فروخوردن وى كه اين كوه . ( 15 ) . شود . ( 16 ) . چنين گفته است . ( 17 ) . + هم . ( 18 ) . خواجه حاتم . ( 19 ) . مر شاگردان را گفت . ( 20 ) . اين چه سخن تو است ؟ ( 21 ) . متن شعر مطابقPاست ، درT:به جنگ مشتاب اى دل گر همىدانى * كه خشم خوردن آسان‌تر است از پشيمانى( 22 ) . « و نيز گفته‌اند . . . و اللّه اعلم » ندارد .