« محمّد رسول اللّه » ايمانش درست نبود . و « اقيموا الصّلاة » ديانت است و « آتوا الزكاة » مروت است . هرچند بنده نماز كند تا زكات ندهد خداى تعالى نمازش قبول نكند ، « 1 » چه رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - فرمود : « لا صلاة لمن لا زكات له » . نماز نيست مر آنكس را كه زكات ندهد . مولى عزّ و جلّ در قرآن فرمود :
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ »
[ النّساء / 1 ] .
پرهيزگارى ديانت است و خويشى نابريدن مروّت . « 2 » و جاى ديگر فرمود كه
« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ »
[ الانفال / 1 ] . فرمود : از من بترسيد و ميان يكديگر صلح و خوبى كنيد .
خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - گفته است كه بندگى بىمردمى دام است و مردمى بىبندگى خام و بندگى با مردمى « 3 » تمام است .
هم خواجه [
a
161 ] حكيم فرموده « 4 » است كه مروّت به اصل چهار چيز است : روى تازه داشتن و زبان چرب داشتن و به تن تواضع كردن اگر محتشم بود و اگر درويش بود به تن يارى دادن ، چهارم به مال جوانمردى كردن ، اگر مال ندارد « 5 » به خداوند مال طمع ناداشتن و حاجت نابرداشتن بىضرورت . چون كسى بينى كه با خلق پيوسته « 6 » روى ترش دارد ، با او صحبت مدار كه در باطن او مروّت نيست . و گفتهاند كه « البشر عنوان الكرم » . تازهرويى نشان كرم است . كسى كه روى ترش دارد [ و ] زبان او چرب نبود ، به تن تواضع نتواند كرد و جوانمرد نبود . « 7 »
خواجه حكيم گفته است هركه با همه مردمان روى ترش دارد خالى از دو خصال « 8 » نبود : يا هوادار بود يا حاسد .
آوردهاند كه روزى يحيى مر عيسى را - صلوات الرّحمن عليهما - گفت : « 9 » تو پيوسته چنان تازهرويى كه گويى از عذاب خداى تعالى وارستهاى . « 10 » عيسى - عليه السّلام - جواب داد « 11 » كه تو پيوسته چنان غمناكى كه گويى از رحمت خداى تعالى نوميدى . « 12 » مر يحيى را - عليه السّلام - « 13 » فرمان آمد كه به نزد من آن پسنديدهتر كه با بندگان من كسى روى تازه دارد . [
b
161 ]
هامش
( 1 ) . نماز وى نپذيرد .
( 2 ) . درPجملات جابجا شده است .
( 3 ) . + كار .
( 4 ) . گفته .
( 5 ) . نبود .
( 6 ) . خدا .
( 7 ) . به تن تواضع نكند و جوانمردى نى .
( 8 ) . تهمت .
( 9 ) . بديد و چنين + گفت .
( 10 ) . ايمن گشته .
( 11 ) . + مر يحيى را .
( 12 ) . نوميد گشته .
( 13 ) . به جاى « مر يحيى را عليه السّلام » ، از مولى تعالى .