روايت ديگر آن است كه فرمود كه اى عيسى در تنهايى با من چنان باش كه يحيى ، و اى يحيى با بندگان من چنان باش كه عيسى .
و در صفات رسول - عليه السّلام - « 1 » آوردهاند كه « كان النّبى - عليه السّلام - بسّاما « 2 » من غير ضحك » . رسول - عليه السّلام - پيوسته خندان بودى . « 3 »
خواجه حكيم را پرسيدند : بهشتى را در دنيا علامت چه بود ؟ گفت : لب پرخنده و زبان پرسنده و دست بخشنده و دل بخشاينده .
و نيز گفتهاند : « المروّة شىء هيّن ، و وجه طلق ، و لسان لن » . گفتا : مروت وجه خير است آسان روى تازه داشتن و زبان چرب داشتن .
امير المؤمنين - كرم اللّه وجهه - « 4 » گفت : « من لانت كلمته وجبت محبّته » . گفت : هركه سخن او چرب « 5 » بود دوستى او واجب بود .
گفتهاند : « الخوف كنية الحمق » . درشتى زبان نشان بىخردى است . پس پديد آمد كه چربسانى « 6 » خردمنديست .
و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - گفته است هيچ علامتى بر بدبختى بنده ظاهرتر از زبان درشت نيست كه زبان درشت نشان تنگدلى بود و تنگدلى نشان بدبختى - نعوذ باللّه - « 7 » چنانكه مىفرمايد : [
a
162 ]
« وَ مَنْ
« 8 »
يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً »
[ الانعام / 125 ] يعنى « 9 » هركه را خواسته باشيم كه گمراه كنيم دل وى را تنگ گردانيم . « 10 »
و تازهرويى و چربزبانى وقتى نيك « 11 » بود كه نفس بر وى چيره نبود تا حدّ و جايگاهش نگاه تواند داشت . « 12 » چه كسى بود كه تازهروى « 13 » و چربزبان بود و ليكن حدهاى شريعت را
هامش
( 1 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 2 ) . كان رسول اللّه - صلى اللّه عليه و سلّم - بشّاشا .
( 3 ) . + خندانروى بودى بىخنده .
( 4 ) . از امير المؤمنين على رضى اللّه تعالى عنه چنين آوردهاند كه + گفت .
( 5 ) . نرم .
( 6 ) . + نشان .
( 7 ) . ندارد .
( 8 ) . در هر دو نسخه : « فمن » كه در اصل : « فمن يرد اللّه » بخشى از همين آيه است :فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ . . .( 9 ) . خداى عزّ و جلّ خبر داد كه .
( 10 ) . + و خواجه حكيم رحمه اللّه تعالى گفته است كه نرمسخنى آنوقت قيمت دارد كه درشت خوى را نرم جواب دهى تا قيمت مرد پيدا شود .
( 11 ) . آنگاه پسنديده .
( 12 ) . بتواند نگاه داشتن .
( 13 ) . + بود و با همه كس روى تازه دارد و با نيك و بد + چربزبان بود .