[ 28 ] فصل فى التّعفّف و التّكبّر
گفته شده بود كه بايد « تعفّف » را از « تكبّر » بشناسد . بدانكه « 1 » « تعفّف » خويشتندارى بود و مولى عزّ و جلّ مر درويشى را كه خويشتندار است بستود ، « 2 » چنانكه مىفرمايد : « 3 »
« يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ »
[ البقرة / 273 ] . قوله عليه السّلام : « 4 » « اللّهمّ من أحبّنى ، فارزقه العفاف و الكفاف ، و من ابغضنى فاكثر « 5 » ماله و ولده » . اى بار خدايا هركه مرا دوست دارد ، روزى كن ورا خويشتندارى و بسندگى عيش و هركه مرا دشمن دارد ، بسيار گردان مال او را و فرزندان او را . پس پديد آمد كه خويشتندارى و بسندگى عيش نشان دوستى رسول است - عليه السّلام - . « 6 » و خويشتندارى از قوّت عقل خيزد كه چون نفس وى به طبع خلق برآيد او حاجت بردارد . « 7 »
و درين « 8 » معنى از عمّ خويش خواجه امام احمد بن محمّد القلانسى - رحمة اللّه عليه - شنيدهام : « 9 »
هامش
( 1 ) . ندارد .
( 2 ) . مر درويش خويشتندار را بستود .
( 3 ) . + قوله تعالى و تقدّس .
( 4 ) . و رسول صلى اللّه عليه و سلّم چنين گفت .
( 5 ) . فاكثر .
( 6 ) . مصطفى است صلى اللّه عليه و سلّم .
( 7 ) . به جاى « و خويشتندارى . . . حاجت بردارد » ، و خويشتندارى از قوّت عقل خيزد كه چون عقل قوت دارد نفس چيره نشود و به طمع خلق نگرايد و خويشتن را بدارد و حاجت به مخلوقان برندارد .
( 8 ) . اندر .
( 9 ) . شنيدم .