و چون طبع بر جوانمردى بود ، حدّ نگاه بايد داشتن تا فسادكار نشود و مولى عزّ و جلّ مر فسادكاران را نكوهيده است . « 1 »
« إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ »
[ بنى اسرائيل / 27 ] .
مولى عزّ و جلّ خبر داد كه فسادكاران برادران ديواناند ، چه فسادكارى از نفس خيزد و عرب فسادكار را « مبذّر » خواند . « مبذّر » تخمافكننده بود « 2 » [
a
154 ] و هركه را تمييز نبود و مال را به « 3 » ناجايگاه صرف كند ، « 4 » فسادكار بود ، « 5 » چه يكى ازين بزرگان را « 6 » مال به جايگاه به كار بردى ، كسى چنين گفتى : لا خير فى السّرف . در فسادكارى خير نيست . « 7 » آنكس « 8 » جواب داد كه « 9 » « در فسادكارى نيكى نيست » يعنى فسادكارى آن بود كه به ناجايگاه به كار برى ، چه همچنانكه از مولى عزّ و جلّ سؤال آيد كه به كجا به كار بردى و چرا به كار بردى ؟ چه مىآرند از رسول - عليه السّلام - « 10 » در تنبيه الغافلين كه فرموده است « 11 » كه بنده در روز قيامت پاى از جاى برندارد تا جواب اين چهار سؤال ندهد : اوّل آنكه « 12 » عمر در چه صرف كردى و جوانى در چه پير « 13 » كردى و مال از كجا ورزيدى « 14 » و به كجا به كار بردى ؟ چون بنده مقرّ آيد كه مال از خداوند است عزّ و جلّ به دستورى وى به كار بايد بردن . « 15 »
و فسادكارى آن است كه به ناجايگاه به كار برى و بخيلى آنكه از جايگاه بازدارى و هر دو نكوهيده است . و حدّ فراخكارى نگاه بايد داشتن تا به فساد « 16 » در نيفتد . « 17 » آوردهاند « 18 » كه رسول - عليه السّلام - « 19 » فرمود : « 20 » « انّ اللّه - تعالى - يبغض اهل بيت لحّامين » . گفت مولى عزّ و جلّ دشمن [
b
154 ] دارد اهل خانهء گوشتخوار « 21 » را كه آنكه به يك هفته بخوردى به يك شب بخورد . پس پديد آمد كه اسراف « 22 » نكوهيده است . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . + چنانكه مىفرمايد .
( 2 ) . + هركه تخم افكند هموار اندازد تا نيكوسير شود ، منفعت يابد .
( 3 ) . + به جايگاه و .
( 4 ) . به كار برد .
( 5 ) . شود .
( 6 ) . + كه .
( 7 ) . يعنى نيكى نيست در فسادكارى .
( 8 ) . بزرگ .
( 9 ) . + لا سرف فى الخير يعنى كه + در نيكى فسادكارى نيست .
( 10 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 11 ) . به جاى « در تنبيه الغافلين » ، چنين فرموده .
( 12 ) . « اول آنكه » ندارد .
( 13 ) . پيرى .
( 14 ) . كسب كردى .
( 15 ) . بردن بايد .
( 16 ) . در متنP: دلسى ، در حاشيه : لوسى .
( 17 ) . اندر نيفتى .
( 18 ) . + به خبر .
( 19 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 20 ) . چنين گفت .
( 21 ) . گوشتخواره را + پرسيدند كه چگونه بود اهل خانه گوشتخاره [ كذا : خواره ] ؟ گفت آنكه بايست .
( 22 ) . لوسى .