استوار نداشته است « 1 » و به بدگمانى خود رسوا شده است « 2 » كه تا بنده را به مولى عزّ و جلّ دل بد نشود « 3 » ورا بىفرمانى نكند و از حرام نورزد . و ديگر معنى آنكه مال كه به خشم خداى تعالى ورزيدى ، « 4 » بدان مال رضاى خداى عزّ و جلّ كى توان ورزيدن ، « 5 » چه آن مال « 6 » ناپاك بود و مولى عزّ و جلّ پاك است نپذيرد مگر پاك . و رسول - عليه السّلام - « 7 » فرمود : « انّ اللّه تعالى طيّب لا يقبل إلّا طيّبا » . و تأويل آن خبر كه فرمود رسول - عليه السّلام - آن است « 8 » كه هركه مال از حرام جمع كند « 9 » و به آن صدقه [
b
151 ] دهد و نيكوييها و كارهاى خير كند « 10 » مولى عزّ و جلّ آن همه از وى نپذيرد و آن كارهاى خير ورا با وى جمله به دوزخ اندازد « 11 » و اگر ازو بماند ، توشهء او باشد به دوزخ . « 12 » و اين وعيد در حقّ كسى است كه مال حرام ورزيده باشد و به حلال سعى نكرده باشد و به آن مال حرام خواهد « 13 » كه خشنودى خداى عزّ و جلّ ورزد . خطر است كه مولى عزّ و جلّ از وى نپذيرد كه مولى عزّ و جلّ حكيم است ، اگر او را قابليت حلال كوشيدن بودى توفيق حرام كوشيدنش ندادى . پس آنكه از حرام كوشد و حلالكوشى نكند ، معلوم شد كه او را خرد نيست « 14 » كه اگر مقصود وى آن است كه به خشنودى خداى عزّ و جلّ رسيدى ، نخست ترك حرامكوشى دادى كه ترك حرام فريضه است . و كارهاى خير از مال
هامش
( 1 ) . نتوانسته است داشتن .
( 2 ) . و رسوايى بدگمانى وى آشكار شود .
( 3 ) . چه تا بنده را گمان به مولى تعالى بد نشود .
( 4 ) . مالى كه از حرامورزى و به خشم خداى تعالى حاصل كنى .
( 5 ) . بدين مال خشنودى مولى تعالى كه توانى ورزيدن .
( 6 ) . ندارد .
( 7 ) . رسول گفت صلى اللّه عليه و سلّم .
( 8 ) . رسول گفت صلى اللّه عليه و سلّم .
( 9 ) . از حرام ورزد + بدان مال خويشى پيوندد .
( 10 ) . به درويشان صدقه دهد و به كارهاى خير به كار برد .
( 11 ) . اندر آرد .
( 12 ) . و اگر از پس خويش ماند توشهء خويش يابد دوزخ + اين است كه ياد كرده شد كه مالى كه به خشم مولى تعالى ورزيده باشى خوشنودى مولى تعالى نتوانى جستن بدان .
( 13 ) . و حلالورزى به جاى مانده باشد و خواهد كه بدان مال حرام ورزيده .
( 14 ) . به جاى « اگر او را قابليت . . . خرد نيست » ، اگر ورا از راه آن مال به خشنودى خويش خواستى رسانيدن از آغاز مىتوانستى وى را از آن حرامكوشى نگاه داشتن و توفيق حلالكوشى دادن . چون نگاه نداشت دليل آن است كه وى را از آن راه به خشنودى خود نمىخواهد رسانيدن . پس پديد آمد آنكس كه حرامورزى به جاى نماند و به حرام مىكوشد و به كارهاى خير به كار مىبرد دليل آن بود كه اينچنين كس را خرد نيست .