[ 27 ] فصل فى السّخاوة و الاسراف
گفته شده بود كه سخاوت را از اسراف بايد كه « 1 » بشناسد كه « سخاوت » جوانمردى بود و « اسراف » فسادكارى . « 2 » و رسول - عليه السّلام - « 3 » فرموده است : « السّخىّ لا يدخل النّار [ و ] البخيل لا يدخل الجنّة » . گفت : جوانمرد به دوزخ در « 4 » نيايد و بخيل به بهشت در « 5 » نيايد .
و پدر من - رحمة اللّه عليه - « 6 » روايت كردى از رسول - عليه السّلام - « 7 » كه فرمود : « 8 » « انّ اللّه تعالى يحبّ الشّجاعة ، و لو بقتل الحيّة ، و يحبّ السّخاوة و لو بشقّ تمرة » . فرمود « 9 » كه مولى عزّ و جلّ دوست مىدارد مبارزى را اگر همه مارى را بكشند « 10 » و دوست دارد جوانمردى را اگر همه نيمهء خرمايى بدهند . « 11 »
و هم پدر من - رحمة اللّه عليه - روايت كردى از رسول - عليه السّلام - « 12 » كه فرمود :
[
b
150 ] « انّ اللّه - تعالى - يحبّ الفاجر « 13 » فى دينه الاخرف فى معيشته » . فرمود « 14 » كه خداى عزّ و جلّ دوست دارد كسى را كه فراخكار بود « 15 » هرچند پرهيزگار نبود در دين . پس ببايد
هامش
( 1 ) . « بايد كه » ندارد .
( 2 ) . فساد و تباهكارى بود .
( 3 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 4 ) . اندر .
( 5 ) . اندر .
( 6 ) . « رحمة اللّه عليه » ندارد .
( 7 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 8 ) . چنين گفته است .
( 9 ) . گفت .
( 10 ) . اگر همه بدانقدر بود كه مارى بيارد كشتن .
( 11 ) . اگر همه بدانقدر بود كه خرما بتواند دادن .
( 12 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 13 ) . به جاى « الفاجر » ، شعر [ كذا ] .
( 14 ) . گفت .
( 15 ) . + در معيشت به كار برنده و .