[ 26 ] فصل فى التّفكّر
مولى عزّ و جلّ « 1 » تفكّركنندگان را بستود ، چنانكه گفت : « 2 »
« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
[ آل عمران / 191 ] . و « 3 » رسول - عليه السّلام - « 4 » فرمود : « 5 » « تفكّر ساعة خير من عبادة ستّين سنة » . « 6 » فرمود : « 7 » يك ساعت تفكّر كردن به از عبادت هفتادساله « 8 » است . معنى آن بود - و اللّه اعلم - كه تفكّر نشان درستى عبادت است ، چه كسى بود كه عبادت مىكند و مرو را تفكّر نبود ، چه تا عبادت درست نگردد « 9 » به تفكّر نرسد .
مر خواجه [
b
149 ] حكيم را - رحمة اللّه عليه - پرسيدند كه تفكّر چه بود ؟ گفت : آمدنى را آمده ديدن « 10 » و عبرت آمده را شده ديدن بود . چون كسى عبرت را نبيند « 11 » تفكّر وى درست نيست .
شيخ « 12 » حسن بصرى - رحمة اللّه عليه - گفته : « 13 » تفكر كسى را درست بود كه وى معده را سيكى بيش طعام ندهد . « 14 » يك سيك مر آب را بماند و يك سيك جايگاه تفكّر را . « 15 » و گفتهاند :
« اذا امتلأت المعدة خرست الحكمة و نامت الفكرة » . چون معده پر شد ، زبان از گفتار حكمت
هامش
( 1 ) . + در قرآن مر .
( 2 ) . چنانكه مىفرمايد در قرآن مجيد قوله تعالى .
( 3 ) . + در قرآن مر .
( 4 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 5 ) . كه چنين گفته است .
( 6 ) . + و به روايت ديگر : خير من عبادة ستين سنة .
( 7 ) . گفت .
( 8 ) . يكساله يا هشت [ كذا ] ساله .
( 9 ) . بنده .
( 10 ) . + بود .
( 11 ) . چون كسى را ديدار وى به عبرت نبود + پديد آمد كه .
( 12 ) . آوردهاند + حسن .
( 13 ) . چنين گفته است .
( 14 ) . وى سيكى معده را بيش از طعام پر نكند + تا .
( 15 ) . + ماند + چون معده را طعام پر كرد تفكّر را جاى نماند .