خطاست .
و شيخ سرىّ سقطى - رحمة اللّه عليه - گفت كه مرا معروف گفت كه اى سرىّ ! چون ترا به خداوند تعالى حاجت باشد بگو به حرمت معروف كرخى كه حاجت مرا برار ، در حال اجابت شود . بعد از وفات او محمّد حسن - رحمه اللّه - گفت : معروف را به خواب ديدم ، گفتم :
خداوند تعالى با تو چه كرد ؟ گفت : با من رحمت كرد [
b
142 ] و مرا بيامرزيد . گفتم : به سبب زهد و ورع ؟ گفت : نى . گفت : به مقبولى يك سخن كه از پسر سمّاك شنيدم به كوفه . گفت :
هركه به جملگى از خداوند تعالى برگردد خداى تعالى به جملگى از وى بازگردد و هركه به خداى تعالى بازگردد خداى تعالى به رحمت برو بازگردد و همه خلق را به دو بازگرداند . اين سخن در دل من افتاد ، به خداى تعالى بازگشتم و از جمله شغلها دست بداشتم و به خدمت على بن موسى الرضا - رضى اللّه عنهما - شدم و اين با او بگفتم . گفت : اگر بندهاى ، اين كفايت است ترا . و گفت : علامت اولياى خداى تعالى سه چيز است : يكى آنكه انديشهء ايشان از خداى تعالى بود و قرار دل ايشان با نام خداى تعالى بود و شغل ايشان كار خداى تعالى بود .
و يكى از بزرگان - رحمه اللّه - چنين گفته است كه مؤمن مىبايد كه پيوسته ازين پنج غم خالى نبود تا زنده باشد كه اين پنج غم تخم شاديست . يكى آنكه اين گناهان او را خداى عزّ و جلّ عفو كرده است يا نى ؟ دوم اين طاعت كه مىكند قبول افتاده است يا نى ؟ سيم آنكه ختم كار وى بر سعادت خواهد بود يا نى ؟ چهارم آنكه منزل وى بهشت خواهد بود [
a
143 ] يا دوزخ ؟ پنجم آنكه خداى تعالى از من خشنود هست يا نى ؟ كه غم دوستان خداوند تعالى اين بوده است . ديگر بنده بايد كه اگر سه كار نكند بارى بايد كه سه كار نكند . اگر افزونى طاعت نكند بارى معصيت نكند ؛ دوم اگر نيكى به كسى نتواند كرد بارى بدى نرساند ؛ سيم اگر ذكر خداى تعالى بسيار نتواند گفت بارى بدى مردم نگويد كه از نهى كردهء خداى تعالى دور بودن را ثواب بيش از آن است كه در طاعت است . همچنانكه امر خداى تعالى بر بنده فرض است از نهى كردهء وى دور بودن نيز فرض است .
عن تنبيه عالم بزرگ دين فقيه ابو اللّيث سمرقندى - رحمة اللّه عليه - قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « تفكّر ساعة خير من عبادة سنة » يعنى تفكّر كردن ساعتى در صفات