در حين حيات پدرش به بلوغى رسيده بود ، كه مىتوانست چنين سؤالى را مطرح كند .
مؤلف مكرّر از دوران كودكى خود ياد مىكند ( ر . ك : (
a
26 /
T
،
b
26 ؛
a
120 ؛
b
145 ) . از اينگونه عبارات مىتوان حدس زد كه در هنگام تأليف كتاب به بزرگسالى رسيده بود .
او از دوران كودكى به مجالس وعظگويان حاضر مىشد :
« من در كودكى شنيده بودم كه يكى از مذكّران در مجلس عام چنين گفت . »
(
a
120 /
T
)
بعد ؛ خودش نيز يكى از وعاظان شد . لحن كتاب اين را كاملا تأييد مىكند . ترجمهيى كه صاحب القند از قلاسى آورده ، اگر از صاحب ارشاد باشد ، شهرت او به عنوان واعظ مسلّم است .
وطن مؤلف
شكى نيست كه اين كتاب در ماوراءالنّهر تأليف شده است . زبان و بيان كتاب كاملا اين موضوع را تأييد مىكند ( ر . ك : مباحث زبان و بيان در همين مقدّمه ) در كتاب اشارهاى روشن دارد كه مؤلف روزگارى در سمرقند بوده است :
« در يك مجلس سمرقند من اين بيتها نقل كردم و حكيم جوهرى سمرقندى حاضر بود ، ورا گفتم اين بيتها را ترجمه كن ! ترجمه كرد . » (
a
111 /
T
)
نسخهپژوهان ايرانى كه از نسخههاى ارشاد در چين گزارش دادهاند ، به استناد نسخههاى آنجا نسبت مؤلف را « قلانسى نسفى » نوشتهاند ، ولى در نسخهء
T
نسبت « نسفى » ضبط نشده است . بارى ، نسفى بودن مؤلف مزيد تأييد است بر ماوراءالنّهرى بودن او ، چه ، نسف يا نخشب شهرى است در ماوراءالنّهر بين جيحون و سمرقند « 1 » .
روزگار مؤلف
مؤلف هيچگونه تاريخى در كتاب نياورده است ، حتى تاريخ ، تأليف كتاب را هم به صراحت متذكر نشده است . چون پدر مؤلف در 485 ه در گذشته بود و مؤلف او را با
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، مدخل « نخشب » .