[ 18 ] فصل فى التوكّل
گفته شده بود كه بايد كه بنده توكّل را بشناسد . پارسى « 1 » « توكّل » خويشتن سپردن به مولى عزّ و جلّ بود « 2 » و توكّل شرط ايمان است چنانكه مولى عزّ و جلّ « 3 » مىفرمايد :
« وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
[ المائدة / 23 ] . پارسى اين بود كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « 4 » توكّل كنيد اگر گرويدهايد . « 5 » و رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - چنين فرموده است : « 6 » « لو أنّكم تتوكّلون على اللّه حقّ التوكّل لرزقكم كما يرزق الطّيور « 7 » تغدو خماصا و تروح بطانا » .
گفت : اگر شما توكّل كنيد بر خداى عزّ و جلّ « 8 » چنانكه سزاست « 9 » شما را همچنان روزى دهد « 10 » كه مرغان كه بامداد گرسنه بيرون آيند از آشيانهء خود « 11 » و شبانگاه سير باز روند . « 12 »
و در توكّل سخن بسيار گفتهاند . در لؤلئيات « 13 » چنين مىگويد كه من در توكّل سخن ازين نغزتر نديدم « 14 » كه يكى از بزرگان گفته است كه توكّل آن بود كه بدانى كه مولى عزّ و جلّ هرچه مر ترا « 15 » فرموده است از بندگى تو بىتوفيق وى نتوانى كردن تا پيوسته به خواستن
هامش
( 1 ) . ندارد .
( 2 ) . سپردن بود به مولى تعالى .
( 3 ) . تعالى .
( 4 ) . « پارسى . . . فرمايد » ندارد .
( 5 ) . يعنى توكّل بر خداى تعالى كنيد و اگر گرويدهايد شما .
( 6 ) . گفت .
( 7 ) . الطّير .
( 8 ) . تعالى .
( 9 ) . + مر .
( 10 ) . دهدى .
( 11 ) . مرغان را [ كذا ] بامداد گرسنه از خانه بيرون آيند .
( 12 ) . سير خورده باز مىآيند .
( 13 ) . درTبا اعراب : لؤيلياتP: به جاى « در لؤلئيات چنين مىگويد » ، و ليكن بزرگى گويد .
( 14 ) . نديدهام .
( 15 ) . هرچه مولى تعالى ترا .