تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

[ 18 ] فصل فى التوكّل

گفته شده بود كه بايد كه بنده توكّل را بشناسد . پارسى « 1 » « توكّل » خويشتن سپردن به مولى عزّ و جلّ بود « 2 » و توكّل شرط ايمان است چنان‌كه مولى عزّ و جلّ « 3 » مىفرمايد :
« وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
[ المائدة / 23 ] . پارسى اين بود كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « 4 » توكّل كنيد اگر گرويده‌ايد . « 5 » و رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - چنين فرموده است : « 6 » « لو أنّكم تتوكّلون على اللّه حقّ التوكّل لرزقكم كما يرزق الطّيور « 7 » تغدو خماصا و تروح بطانا » . گفت : اگر شما توكّل كنيد بر خداى عزّ و جلّ « 8 » چنان‌كه سزاست « 9 » شما را همچنان روزى دهد « 10 » كه مرغان كه بامداد گرسنه بيرون آيند از آشيانهء خود « 11 » و شبانگاه سير باز روند . « 12 » و در توكّل سخن بسيار گفته‌اند . در لؤلئيات « 13 » چنين مىگويد كه من در توكّل سخن ازين نغزتر نديدم « 14 » كه يكى از بزرگان گفته است كه توكّل آن بود كه بدانى كه مولى عزّ و جلّ هرچه مر ترا « 15 » فرموده است از بندگى تو بىتوفيق وى نتوانى كردن تا پيوسته به خواستن
هامش
( 1 ) . ندارد . ( 2 ) . سپردن بود به مولى تعالى . ( 3 ) . تعالى . ( 4 ) . « پارسى . . . فرمايد » ندارد . ( 5 ) . يعنى توكّل بر خداى تعالى كنيد و اگر گرويده‌ايد شما . ( 6 ) . گفت . ( 7 ) . الطّير . ( 8 ) . تعالى . ( 9 ) . + مر . ( 10 ) . دهدى . ( 11 ) . مرغان را [ كذا ] بامداد گرسنه از خانه بيرون آيند . ( 12 ) . سير خورده باز مىآيند . ( 13 ) . درTبا اعراب : لؤيلياتP: به جاى « در لؤلئيات چنين مىگويد » ، و ليكن بزرگى گويد . ( 14 ) . نديده‌ام . ( 15 ) . هرچه مولى تعالى ترا .