[ 16 ] فصل فى العلم النّافع
ببايد دانستن كه علم بامنفعت بود و بىمنفعت بود . دليل بر آن است « 1 » كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرموده است : « 2 » « اللّهمّ ارزقني علما نافعا » . فرمود : « 3 » اى بار خدايا مرا روزى كن علم « 4 » سودمند . و « 5 » مطلق نگفت كه « يا رب مرا علم بسيار ده » . اگر « 6 » علم چيزى سودمند نبودى معنى نداشتى كه گفت « 7 » « علم سودمند ده » . و دليل ديگر آنكه فرمود : « نعوذ باللّه « 8 » من علم لا ينفع » . فرمود : « 9 » به خداى مىاندخسم « 10 » از علم ناسودمند . و رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود « 11 » كه « العلم علمان : علم على اللّسان ، فذلك حجّة اللّه على ابن آدم ، و علم على القلب ، فذلك العلم النّافع » . فرمود : علم دو است يك علم به زبان است و آن حجّت مولايست - عزّ و جلّ - بر فرزند « 12 » آدم و علم « 13 » است اندر دل و علم بامنفعت آن است . و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - در تأويل اين خبر چنين [
b
81 ] گفته است كه رسول - صلى اللّه عليه - چنين فرمود كه علم بىمنفعت آن بود كه به « 14 » زبان بود و حقيقت است كه تا در دل علم نبود به زبان نتواند گفتن و لكن چون در دل اثر نكرد « 15 » چنان است كه گويى در دل علم نيستى همچنانكه مولى عزّ و جلّ مر عربان را كه در ميان خلق عاقل و فصيح بودند چون عقل ايشان را سود نداشت « 16 »
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ
هامش
( 1 ) . ندارد .
( 2 ) . چنين فرمود .
( 3 ) . گفت .
( 4 ) . علم نافع + و .
( 5 ) . « و » ندارد .
( 6 ) . + از .
( 7 ) . گفتى + مرا .
( 8 ) . + منها .
( 9 ) . گفت .
( 10 ) . پناهم .
( 11 ) . گفت .
( 12 ) . فرزندان .
( 13 ) . علمى .
( 14 ) . بر .
( 15 ) . نكند .
( 16 ) . + چنين خواند .