تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
نيكو كند تا به حلاوت طاعت برسد و جهد كند تا همچنان‌كه به ظاهر دست « 1 » بازدارد به باطن « 2 » از شهوت حلال و مال حلال دور باشد تا به درجهء خاصّ برسد و چون رسيد از مولى عزّ و جلّ منّت پذيرد و خويشتن را از شكر اين يافته ، عاجز بيند و خويشتن را به اين درجه كه يافته ، اهل نبيند و جهد كند و از مولى عزّ و جلّ يارى خواهد تا به حلاوت طاعت و با حال پسنديده نيارامد تا به درجهء خاصّ برسد . و آورده‌اند كه شبلى - رحمة اللّه عليه - ياران خويش را « 3 » گفتى اگر نمىتوانيد به مولى عزّ و جلّ مشغول شدن ، بارى جهد كنيد تا به كارهاى پسنديدهء وى مشغول شويد . و هركه را مولى عزّ و جلّ ايمان داد ، امّيد است كه « 4 » پيش از مرگ بدين درجه‌ها - كه ياد كرده شد - برساند ، چه اصل همهء كرامتها ايمان است . چون بنده مر يافت ايمان را شكر كند و در هر درجه‌اى كه هست در ايمان خويشتن « 5 » را اهل آن نبيند و به همان درجه خرسند نشود و از مولى عزّ و جلّ بخواهد تا ورا به درجهء بلندتر رساند امّيد بود كه به همه درجه‌ها برسد چه تا بنده نميرد [
a
81 ] بر وى پديد نيايد كه وى اهل كدام درجه بوده است . و بنده را در باب دين خرسندى « 6 » نكوهيده است كه به همان درجه كه يافته بود ، « 7 » بسنده كند و درجهء بلندتر « 8 » طلب نكند ، چه قناعت در باب دين عقوبت حرص دنياست .
هامش
( 1 ) . از معاصى . ( 2 ) . نيز رغبت به + شهوات و مال حلال . ( 3 ) . چنين . ( 4 ) . وى را . ( 5 ) . خويش . ( 6 ) . خورسند خوارى . ( 7 ) . است . ( 8 ) . بر .